آموزش مهارت ابراز وجود، قاطعیت و جرات‌مندی (۲)

0

در این نوشتار به ادامه مصاحبه با دکتر علی بابایی زاده که بخش نخست را در نوشتار (( آموزش مهارت ابراز وجود، قاطعیت و جرات‌مندی (۱) )) گنجاندیم خواهیم پرداخت.

 

_تربیت خانوادگی چه نقشی در کسب مهارت جرأت‌مندی و قاطعیت ایجاد می‌کند؟

در یک جامعه پدرسالار ما با نوع والدینی روبه‌رو هستیم که به عنوان بخشی از فرهنگ مدام چوب به دست ایستاده و تا فرد اشتباه کند او را مورد سرزنش، توهین و تحقیر قرار می‌دهد. در چنین نظامی تفکر نقاد ضعیف و سیستم فرمان و اجرا قوی است، بنابراین کسی جرأت سرپیچی و نقد و برررسی ندارد. به طور کلی در نظامی که تفکر نقاد وجود دارد آن نظام مبنی بر “بالغ” است و اصولا فکرکردن با نقد و بررسی توام است و در یک جامعه سنت‌زده به فرد اجازه فکرکردن و نقد و بررسی داده نمی‌شود.

تفکر نقاد همان تفکر خلاق است و به انسان‌هایی داده می‌شود که تمدن و دنیا را به یک شکل مدرن و کنونی شکل می‌دهند و در یک جامعه خیلی کوچک‌تر مانند خانواده‌ای که پدر سالاری بر آن حاکم است اعضای خانواده کمتر فرصت و اجازه نقد و بررسی و ابراز پیدا می‌کنند.
منظور از پدرسالاری، هر شیوه و ایدئولوژی است که مورد نقد و بررسی قرار نگیرد و افراد آن خود را مجبور به انجام فرمان‌ها بدانند و کسی جرأت ابراز عقیده، احساس فکر و نیازهای خود را نداشته باشد چون در صورت ابراز آن فرد احساس آرامش تایید و نوازش را از دست خواهد داد. 

در یک خانواده پدرسالارانه و تمامیت‌خواه که اجازه فکر کردن و نقدی توسط پدر و مادر داده نمی‌شود کودک در معرض مجازات، تنبیه، توهین، سرزنش یا بی‌محلی یا نوازش منفی یعنی طردشدگی شدید قرار می‌گیرد. بنابراین در این خانواده فرزند باید تنها گوش کرده و فرمان‌ها را اجرا کند تا مورد نوازش و محبت قرار گیرد که “نه” گفتن و اعتراض مفهومی ناپسند خواهد بود و بچه‌ها در بستر ترس بزرگ می‌شوند و در بزرگسالی نیز از همین الگو برای بقای روانی خود استفاده می‌کنند. بنابراین در چنین سیستم بسته والدگونه‌ای، به دلیل تعصبات حاکم بر آن فرد سخت‌تر می‌تواند “نه” بگوید و رفتار قاطعانه داشته باشد. چنین شخصی مطیع شده و حالات سازگاری و فوق سازگاری پیدا کرده که می‌تواند یکی از عوامل موجه بیماری‌های روانی باشد. 

 

تربیت خانوادگی نقش اصلی در کسب مهارت جرأت‌مندی و قاطعیت دارد.
تربیت خانوادگی نقش اصلی در کسب مهارت جرأت‌مندی و قاطعیت دارد.

 

_از دیدگاه AT (تحلیل رفتار متقابل) آن را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

نظر والدین در مورد قاطعیت و نوع رفتار او با کودک چه تاثیری در بزرگسالی در عدم توانایی در “نه” گفتن خواهد داشت؟ 

از دیدگاه تحلیل رفتار متقابل برخی از الگوهای رفتاری یک فرد بزرگسال ریشه در زمان کودکی دارد.
یک بچه خردسال نیازمند تایید و نوازش والدین خود است و بیشتر بر اساس احساسات و عواطفش تصمیم می‌گیرد و دنیا و اطرافیانش را می‌سنجند و نتیجه‌گیری می‌کند، در ضمن سریع بقای روانی‌اش را از دست می‌دهد و نیازمند آن است که از هر طریقی که شده از خودش مراقبت کند و بقا حاصل نماید. 
سیستم تربیتی و الگوهای فرهنگی حاکم خانواده‌ای که به فرزند خود اجازه تفکر و ابراز احساس و عقیده نمی‌دهند، او را به سمت ناسازگاری سوق می‌دهند. یعنی پدر و مادر بیشتر از حالت “من والد” خود فرامین را صادر می‌کنند و فرزند باید از حالت “من کودک” مطیع و سازگار ، فرمان پذیر باشد و اگر فرامین مورد نقد قرار گیرند، بنا به تجربه قبلی، امکان توبیخ و سرزنش و القا احساس گناه می‌رود و با فرمان‌برداری امکان نوازش مثبت از طرف والدین بیشتر می‌شود. بعدها فرد به عنوان یک بزرگسال ، به جای رفتار قاطعانه، طبق الگوی زمان کودکی به حالت “من کودک” خود رفته و در مقابل دیگران “بله‌گو” می‌شود و توان تفکر نقاد و یا حداقل ابراز آن را از دست می‌دهد. 

 

نظر والدین در مورد قاطعیت و نوع رفتار آنها با کودک تاثیر مستقیمی در عدم توانایی “نه” گفتن او خواهد داشت.

 

_آیا می‌توان گفت یکی از دلایل بیماری راضی‌کردن دیگران و مهر طلبی کمبود عاطفی و نوازشی است که فرد در دوران کودکی به دست نیاورده است؟

افراد مهرطلب افرادی هستند که جست‌وجو‌گرانه با دهانی باز به دنبال نوازش و محبت دیگران هستند و فرد مهرطلب عشقی را جست وجو می‌کند که در آن آزادیش را از دست بدهد و از جایی که آزادی مساوی با مسئولیت است، مسئولیت انتخاب و پذیرش تمام طبعات آن، بنابراین چنین فردی از پذیرش آزادی مضطرب می‌شود.

فردی که کم نوازش دیده خودش را دوست ندارد. مسلما چنین فردی رابطه خوبی هم با خودش ندارد، او محتاج این است که دیگران به او بگویند تو خوبی. او می‌خواهد این نوازش را از محیط بیرون دریافت کند. یعنی دیگران او را کنترل می‌کنند و منبع کنترل شده درونی شده‌ای ندارد. چنین فردی به دنبال آن است که برای کسب احترام، نوازش و احساس خوب، برای دیگران تبدیل به یک ماشین سرویس شود چون هرگز نیازهای خودش را نمی‌داند و چون نمی‌تواند که خودش را قبول کند دچار اضطراب می‌شود. 

از جایی که ارزش‌های انسانی در او نادیده گرفته شده است، به او داده نشده است، نشنیده یا در محیط آموزشی و خانواده به او یاد داده نشده است یا او یاد نگرفته است. چنین فرد مهر طلبی مسلما روزی هویت خودش را از دست می‌دهد و برای اینکه دیگران دوستش داشته باشند به یک ماشین “بله‌گو” تبدیل می‌شود. 

نکته مهم اینجاست وقتی فردی وارد رابطه‌ای می‌شود که فردیت و هویت خود را از دست بدهد شک نکنید زمانی رابطه را کنار می‌گذارد تا فردیت از دست داده‌اش را به دست آورد. 

 

یکی از دلایل بیماری راضی‌کردن دیگران و مهر طلبی کمبود عاطفی و نوازشی است که فرد در دوران کودکی به دست نیاورده است

 

_چه تفاوتی بین مهر طلبی و مهر اصیل وجود دارد؟ 

مهر اصیل فلسفه عمیقی دارد و دارای اصولی است که ریشه در روانشناسی وجودگرا دارد و اولین اصل آن این است که من به آن کس که بخواهم مهر می‌رسانم و پاسخ آن را که رضایتی عمیق است در لحظه دریافت می‌کنم و دیگر چشم‌داشتی در پس آن نخواهم داشت.
فردی که دارای مهر اصیل است اگر به دیگران “بله” بگوید از انجام آن لذت می‌برد اما فرد مهرطلب چون می‌ترسد “بله” می‌گوید و از نظر روانی نیازمند است .

 

_چگونه “نه” بگوئیم؟ 

هدف از آموزش مهارت جرأت‌ورزی و “نه گفتن” به معنای توجه به خودشیفتگی و خودخواهی نیست. باید دانست انسان‌ها همانگونه که در مقابل خود برای موفقیت وظایف و مسؤلیت‌هایی دارند در مقابل دیگران مانند خانواده، دوستان، همکاران، بستگان، نیازمندان، به طور کلی  افراد جامعه هم مسؤلیت‌هایی دارند که نباید آن را فراموش کنیم و بهترین شیوه سالم در ارتباطات تعادل در برآوردن نیازه نیازها و خواسته‌های خود و دیگران است. 

معتقدم یکی از مشکلات جوامع مدرن امروز که به انواع بیماری‌های روحی و جسمی مبتلا شده‌اند، خودخواهی و خودشیفتگی و اهمیت‌ندادن به مسؤلیت‌های فرد در مقابل اجتماع است. مهارت رفتار قاطعانه،  آشنا شدن با حقوق خود و دیگران است و بهترین شیوه “نه گفتن” برای اینکه باعث ناراحتی و رنجش طرف مقابل نشویم، جرأت‌مندی همدلانه است. 

در این روش ما ضمن ابراز عقیده خود، احساسات و عقاید فرد مقابل را هم در نظر می‌گیریم. مثلا تصور کنید دوست شما روز بسیار بدی داشته است و تمام دلخوشی او این است که شب به منزل شما بیاید زمانی که می‌گوید، خیلی دلم گرفته شب منزل هستی که بیایم. گفتن اینکه، نه نیستم باعث رنج و ناراحتی او خواهد شد بنابراین می‌توانید به شیوه جرأت‌مندی همدلانه بگوئید:
ای کاش منزل بودم (همدلی) و می‌توانستم برایت کاری بکنم.
حتی می‌توانید از او دلجویی کرده و زمان دیگری به او پیشنهاد دهید و در حد توان مشکل او را حل کنید.

 

“نه گفتن” یکی از مهارت‌های مهم زندگی…

 

_چگونه جرأت‌مندانه رفتار کنیم؟

به عنوان پایه آموزش‌های مهارت جرأت‌ورزی و ابراز وجود باید بدانیم که تمام انسان‌ها از حقوق یکسان و برابر برخوردار هستند و باید بتوانند ضمن حفظ ادب و احترام، نظر خود را ابراز کنند و به حقوق خود دست یابند. در زیر به برخی از این حقوق فردی و اجتماعی اشاره می‌شود:

۱) ما حق داریم با احترام با ما برخورد شود.
۲) حق داریم در زندگی خود به صورت مستقل تصمیم بگیریم.
۳) حق داریم از دیگران عاقلانه و منطقی توقعاتی داشته باشیم.
۴) حق داریم درخواست‌های نامعقول دیگران را بررسی و رد کنیم.
۵) حق داریم احساسات، نظرات و عقاید خود را بیان کنیم.
۶) حق داریم اشتباه کنیم و مسؤلیت اشتباهات خود را بپذیریم.
۷) حق داریم از دیگران بخواهیم رفتار نامطلوب خود را تغییر دهند.

 

به عنوان پایه آموزش‌های مهارت جرأت‌ورزی و ابراز وجود باید بدانیم که تمام انسان‌ها از حقوق یکسان و برابر برخوردار هستند

 

یک کلید طلایی برای ابراز وجود:
خودتان را همانطور که هستید بپذیرید و برای تغییر در کاستی‌های خود و ابراز عقیده خود در یک جمع اطلاعات خود را در مورد موضوع مورد نظر تا آنجا که می‌توانید کامل کنید و علاوه بر آن، با دیگران ارتباط اجتماعی برقرار کرده و بدانید با هر بار حاضرشدن و رویارویی با جمع می‌توانید توانمندی خود را بالا ببرید. هر چند ممکن است در ابتدا اشکالاتی وجود داشته باشد اما به مرور این نقایص و کاستی‌ها برطرف می‌شود.

 

0
Rating: 3.0/5. From 1 vote.
Please wait...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *