آیا از امنیت خاطر اجتماعی برخوردار هستید؟ (۱)

1+

 

انسان قبل از اینکه با مسائل تربیتی آشنا شود یا بخواهد در این زمینه مطالعاتی داشته باشد یا در کنفرانس‌ها و سخنرانی‌های تربیتی شرکت کند، باید اول به خویشتن خویش و قوه عقل و فکر و خرد خود اطمینان داشته باشد و حرف‌ها را بشنود و بهترین آن‌ها را انتخاب کند.

اگر ما فقط به گفته‌ها و حرف‌های دیگران یا حتی متخصصان امر اکتفا کنیم و بدون توجه به عقل و خرد خویش آن‌ها را بپذیریم دچار سردرگمی و تعارض درونی خواهیم شد.مثلا جایی میخوانیم که چایی ضرر دارد و در جایی دیگر میخوانیم که فایده‌های بسیار دارد. گاهی می‌گویند که فرزندان خود را صبور بار بیاورد و جایی دیگر می‌شنویم که آن‌ها را کنترل کنید.
به هرحال گفته‌ها و تضادها به خصوص در امور تربیتی بی‌شمارند و اگر صرفا به یک عقیده یا ایده خاص توجه کنیم ممکن است نتوانیم مسائل زندگی خود را به صورت جامع نگاه کنیم.

وسواس‌های فکری، انسان قرن حاضر را سردرگم کرده است. البته گناه اصلی، کمتر مربوط به منابع اطلاع رسانی است، بلکه در قضاوت‌های سوگیرانه و یکجانبه ماست و به صرف اینکه این موضوع از جانب فلان شخص یا فلان کتاب آمده بی‌چون و چرا آن را قبول می‌کنیم و به مرور که عقیده خاصی ملکه ذهن ما شد نسبت به آن تعصب نشان می‌دهیم و به خود اجازه دقت بیشتر و تحقیق و تعمیق را نمی‌دهیم.

 

وسواس‌های فکری، انسان قرن حاضر را سردرگم کرده است.
وسواس‌های فکری، انسان قرن حاضر را سردرگم کرده است.

 

به بررسی دو رفتار متناقض میپردازیم:
یکی از دوستان قدیمی من از بچگی دارای خصوصیات رفتاری جسورانه و بی باکی بود. بسیار اجتماعی و خونگرم و زرنگ. البته این صفات هر کدام باید جداگانه تعریف شود ولی آنچه را که به صورت عامه‌پسند تعریف شده، منظور من است. او هم در دبیرستان درس می‌خواند هم در هنرستان، شاید بگویید مگر می‌شود، نه نمی‌شود. ولی او این کار را انجام داد و در هر دو رشته با موفقیت فارغ التحصیل شد. هنوز گواهینامه نداشت اما در آژانس مسافربری کار می‌کرد. با جرأت تمام ماشین‌های مدل بالا را از دم قسط می‌خرید. دوستان متفاوتی داشته، از آدم‌های خیلی جاهل تا آدم‌های تحصیل کرده. زمانی که در ترافیک گیر می‌کرد آژیر به اتومبیل خود وصل می‌کرد و راه را برای خود باز می‌کرد.
خیلی با هوش بود و به قول بچه محل‌های ما فوق‌العاده زرنگ. بعضی‌ها می‌گفتند ترس در این آدم راه ندارد. زمانی که به خانه ما می‌آمد همه خوشحال می‌شدیم. راستش آن زمان به وجود او خیلی افتخار می‌کردم. خیلی از دوستانمان می‌خواستند شبیه به او باشند.

مورد دوم:
آقای y که او هم یکی از دوستانم بود، خیلی خجالتی و بی‌دست و پا بود. به شنیدن صدای تلفن حساس بود. در جشن‌ها و مهمانی‌ها خیلی کم آن هم به اجبار شرکت می‌کرد. جمع گریز و منزوی بود البته خیلی هم درس می‌خواند. به عاقبت کارشان کاری ندارم چون یکی دیگر از اعوجاج‌های ذهنی ما همین است که خوب چرا آخر کارشان برعکس در آمد. چون اتفاقات، حوادث و متغییرهای بی‌شمار دیگری هستند که سرنوشت انسان‌ها را تغییر میدهند ولی سوال اینجاست ما خود یا فرزندان خود را چگونه بار آوردیم، جسور، بی‌باک و… یا پاستوریزه و محدود و کنترل شده. هیچ کدام درست نیست.

آنچه مهم است تقویت قوای عقلانی است. عقل مانند گلبول‌های سفید با هر ویروسی یک جور برخورد نمی‌کند. عقل یک فرمول ساده برای مقابله با محیط بیرونی انسان ندارد. عقل بر اساس موقعیت به تعمق و دانش احتیاج دارد.

 

عقل بر اساس موقعیت به تعمق و دانش احتیاج دارد.
عقل بر اساس موقعیت به تعمق و دانش احتیاج دارد.

 

ابزار تفکر منطقی چیست؟
عقل سالم نتیجه مجهز شدن به توانایی‌های دیگر است که هر کدام مکمل یکدیگر هستند. اما همه آن‌ها باید باز به عقلانیت برگردند. مثلا ترس نتیجه بی‌خردی و ناآگاهی ماست. خشم، وسواس، اضطراب، تشویش همه اینها از جهل ما سرچشمه می‌گیرند. به طور کلی اخلاق باید زیر بنای عقلانی داشته باشد. انفاق کردن، عبادت کردن، ایثار، فداکاری و … هر چه با محک عقل سنجیده شوند بهتر و با ارزش‌تر می‌شوند. قوی‌ترین ابزار درک ما عقل است.
پدران و مادران نباید بیش از توانایی فرزندانشان از آن‌ها انتظار یک رفتار خاص را داشته باشند. بلکه باید پی به خود واقعی فرزندانشان ببرند .
آن‌ها را بشناسند و اقدامات اساسی تربیتی را برای فرزندشان مهیا سازند. انتظار نداشته باشید او یک شخصیت خاصی را که شما انتظار دارید یا بعضی صفاتی را که شما می‌پسندید در خود ایجاد کند بلکه خوراک‌های اساسی تربیتی را در اختیارشان بگذارید.

اگر ترس در احترام گذاشتن جای خود را به عشق و محبت بدهد؛ اگر فرصت‌های ابراز وجود برای او فراهم شود و کودک بتواند تجربه‌های تعاملی با دیگران را با موفقیت پشت سر بگذارد؛ اگر عادت به تردیدهای منطقی جای خود را با تشویق‌های بی‌پایه عوض کند؛ اگر عادت به تفکر و تعمق و پرورش آن از طریق بحث‌های موردی و خانوادگی، تنش و درگیری ایجاد شود؛ و اگر خط تعادل بهداشت روانی، زمانی که هنوز مشکلی پیش نیامده آن را پیش بینی کنیم و به صورت بحث و گفتگو مطرح شوند، دیگر چه جای نگرانی برای آینده پیش می‌آید.

 

 

برای ادامه این مطلب، در نوشتار (( آیا از امنیت خاطر اجتماعی برخوردار هستید؟ (۲) )) با ما همراه باشید….

 

  • منبع:
    _مجله موفقیت/ سعید سالار کیا
    _کتاب شما کی هستید؟
    از سالواتوره دیاتو/ مهدی قراچه داغی
    انتشار پیکان

 


 

1+
Rating: 5.0/5. From 1 vote.
Please wait...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *