باتری‌های خانواده

یک عضو خانواده به چه انرژی‌هایی نیاز دارد؟
خانواده‌ها برپایه دستیابی به آگاهی در خواهند یافت که هر انسان به دو گروه انرژی نیاز دارد:

 

انرژی‌های زیستی:

که معمولا از راه خوراک، استراحت، داروها و پرتوهای خورشیدی و موسیقی به دست می‌آید و هر کس با برخورداری از حداقل امکانات می‌تواند آن را بدست آورد.

 

انرژی‌های روانی:

که از راه توجه، احترام، دوست‌داشتن، تایید، تعریف، مهربانی، حسن‌جویی و گرفتن پاداش به دست می‌آید. آنچه در اینجا اهمیت دارد، این است که ما برای ادامه زندگی پیچیده، آسیب‌زا و دشوار امروزی، به انرژی فیزیکی و زیستی زیادی نیاز نداریم، به گونه‌ای که می‌بینیم بسیاری از افراد برای سوزاندن ذخیره‌های انرژی زیستی خود با ورزش و رژیم می‌کوشند، یعنی با به کارگیری اتومبیل، آسانسور و ریموت کنترل‌های گوناگون روز به روز از نیازمان به انرژی‌های زیستی فیزیکی کاسته می‌شود، این در صورتی است که به سبب پیچیده‌تر شدن شرایط، دشوار و سرد‌شدن روابط انسانی و اجتماعی روز به روز نیازمان به انرژی‌های روانی افزایش می‌یابد. در صورت کمبود انرژی‌های زیستی، فرد ناخواسته، ناباورانه و به سختی تسلیم مرگ می‌شود ولی در صورت تهی شدن از انرژی‌های روانی، فرد با اراده و خواست خود، ابزار، زمان و محل خودکشی‌اش را مشخص می‌کند و حتی در این جهت موانع موجود را هم از سر راه خود برمی‌دارد.

 

فرد فاقد انرژی روانی

 

دانستنی است که آگاهی خانواده‌ها در فراهم‌سازی انرژی‌های روانی بسیار با اهمیت است. به طوری که انرژی روانی را می‌توان همچون یک باتری اتومبیل درنظر گرفت، کسانی که از انرژی روانی کافی برخوردار هستند، روحیه‌شان همچون باتری فول شارژ اتومبیل است که بدون تاثیر دما و موقعیت جغرافیایی همیشه به راحتی استارت می‌زند و موتور را روشن می‌کند، کسانی که در هر شرایطی با حوصله، استواری، ایستادگی و پشتکار، بدون عقب‌نشینی به کاستن، برداشتن و حل دشواری‌ها می‌پردازند از انرژی روانی کافی برخوردارند.

 در مقابل افراد کم انرژی مانند باتری ضعیفی هستند که پس از چند روز توقف یا به هنگام سرما و یخ‌بندان با هل‌دادن، سبب روشن‌شدن موتور شده یا به کمک کابل اتصال به باتری اتومبیل دیگران می‌توانند موتور را راه بیندازند. کسی که انرژی‌روانی کمی دارد، فقط در شرایط نه چندان سخت می‌تواند فعالیت مناسبی داشته باشد. هم چنین افراد‌ شکننده و ناتوان این گروه به سبب عاری‌بودن از انرژی کافی و بری‌بودن از روحیه خوب به ابزار کمکی مخرب و خانمان‌سوزی مانند مواد مخدر و … پناه می‌برند؛ تا به ظاهر فعال نسبی بشوند. توجه داشته باشید که افراد گاهی دوپینگ جسمانی می‌کنند، که در نتیجه استفاده از مواد نیروزا، نیروی‌عضلانی و جسمانی‌شان به طور موقت افزایش می‌یابد.

در مورد مسائل و مشکلات‌روانی دو شیوه برخورد وجود دارد: 
۱
)نشانه‌زدایانه ، ۲)علت زدایانه

کار درست علمی و منطقی برخورد ریشه‌ای و علت‌زدایی است. باید به این پرسش که چرا یک فرد احساس می‌کند فاقد انرژی روانی کافی است، پاسخ دهیم، در صورت شناسایی علت بنیادین، یا ریشه‌یابی مشکل با روان‌درمانی، خانواده‌درمانی و حتی روانکاوی می‌توان به فرد یاری رساند. هر چند کار درست، پیشگیری از به وجود‌ آمدن این شرایط است، ولی افراد ناتوان و مشکل‌دار، از آنجا که به سبب درگیری‌های فکری و ذهنی نمی‌توانند به جای آنکه به مشکل فکر کنند، به راه‌حل‌های آن بیندیشند، نادرست‌ترین راه را برمی‌گزینند؛ یعنی برای جبران کمبود‌ها و کاستی‌های روانی و شخصیتی خود به دوپینگ ناسالم روانی رو می‌آورند و با این کار بزرگترین گرفتاری را برای خود ایجاد می‌کنند و در مقابل هیچ مشکلی را حل نمی‌کنند. 

 

فرد فاقد انرژی روانی

 

بنابراین هر کس که به یک پدیده اعتیادآور، همچون سیگار و سایر مواد مخدر روی آورد، می‌خواهد از یک کمبود و یک مشکل و گرفتگی عصبی و روانی در کوتاه مدت بگریزد، نه آنکه مشکل را حل کند یا از میان بردارد. چنانچه دیده شده فرد با دچار شدن به اعتیاد، جسم، موقعیت‌مالی، شغلی، خانوادگی، اجتماعی و همه داشته‌های مثبت خود را از دست داده و در مقابل، دردسر بیشتر، گرفتاری افزون‌تر و مشکلات فزاینده‌تری را به دست می‌آورد.
دانستنی است افراد، برای نخستین‌بار زمانی این گونه مواد را تجربه کرده‌اند که زیر فشار سختی به سر می برده‌اند. پس بنابراین خانواده‌هایی که فرزندان‌شان دچار یک بحران عاطفی و احساسی و عشقی‌اند؛ بیش از زمان‌های دیگر بایستی متوجه فضای خانوادگی، روابط و زندگی خود و فرزندانشان باشند.

در پایان گروه سومی هستند که وضعیت انرژی آن‌ها چون باتری تمام شده است، دیگر نه هل دادن و نه کابل اتصال، چاره کار نیست، این چنین افراد کسانی هستند که دست به خودکشی می‌زنند. در نامه‌هایی که از این گونه افراد به جا مانده، چند جمله همسان مانند این‌ها دیده می‌شود: ” من دیگر تحملم تمام شده”، “من دیگر نمی‌کشم”، “جانم به لبم رسیده” و از این دست.
اگر در بین خودکشی‌کننده‌هایی که به دست دیگران نجات پیدا کرده‌اند درباره مشکلاتشان پرسیده شود که آیا امکان دارد در همین خیابان شما یا حتی در همین مجموعه ساختمانی شما کسانی باشند با مشکلاتی بسیار شدیدتر از شما که هرگز هم به خودکشی نیندیشیده باشند؟ پاسخ خواهند داد بله. آنگاه از آن‌ها می پرسیم چرا آن‌ها دست به خودکشی نمی‌زنند؟ می‌گویند: چون آن‌ها توانشان از ما بیشتر است!

 

خانواده دارای انرژی روانی سالم

 

بنابراین پی‌می‌بریم که منظور از روان همان انرژی روانی است که از آغاز کودکی، پدران و مادران ناآگاه، مشکل‌دار و بی‌خبر، فرزندان خود را از آن محروم کرده‌اند. اینجاست که گفته “گوته” ( دانشمند آلمانی) معنا می‌یابد: “اگر پول زیادی نداری خیلی ناراحت نباش، چون از تو کم پول‌تر هم در جهان بسیارند که در حال زندگی هستند، اگر ظاهر خیلی آراسته‌ای نیز نداری، باز ناراحت نباش چون با آراستگی کمتر از تو نیز در دنیا بسیارند که در حال زندگی کردن هستند، اگر تحصیلات خیلی بالایی هم نداری باز خیلی ناراحت نباش چون از تو کم سوادتر هم در دنیا بسیارند که در حال زندگی‌کردن هستند، اما اگر اعتماد به نفس نداری، خودت را بکش چون بدون آن نمی‌توانی زندگی کنی.”

 

 

برای خواندن ادامه این نوشتار هفته آینده با ما همراه باشید…

 

  • منبع:
    نوشتاری از دکتر مسعود غفاری
    در مجله موفقیت

زهرا سادات هاشم پور

No votes yet.
Please wait...

2 thoughts on “باتری‌های خانواده”

  1. من به شخصه پیگیر مطالب شما هستم و تا الان تمام مطالبتونو خوندم، بهتون تبریک میگم که انقدر حرفه ای به این موضوعات میپردازید.

    No votes yet.
    Please wait...
  2. ممنون خانم هاشم پور.خیلی مطلبتون مفید بود.

    No votes yet.
    Please wait...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *