تاریخ هنر(قسمت دوم)

5+

 

دنیای کهن:

در نگرش تاریخی تا زمانی که با دنیای کهن آشنا نشده‌ایم، دنیای کهن تصور ما را بر نوشته‌ها و تصویرهای متون گمشده، ویرانه‌های متروک، بت‌های سرنگون شده و نهادهای منسوخ شده منطبق خواهد بود. گذشته از این ما باید خود را در لباس انسان‌های کهن طوری ببینیم که در آخرین دوره‌های عصری زندگی می‌کنیم که در آغازش یعنی چندین هزار سال پیش برخی از اعتقادات، نهادها، شیوه‌ها و سنت‌های قومی، علم و هنر پا به میدان گذاشتند.

 

غارنشینان:

هنر اولیه غارنشینان در تاریخ هوش، نیروی تخیل و قدرت خلاقیت وی دارد. در غارهای جنوب فرانسه و شمال اسپانیا که تقریبا در یکصد سال گذشته کشف شدند، می‌توانیم شاهد نیروی انسانی باشیم که انسان را به مقام فرمانروای محیط خود رسانده است. هنرمندان دوگروه غارنشین اورینیاکی‌ها و ماگدالنی‌ها با بهره از این قدرت اصیل و بیکران انتزاع، می‌توانستند آنچه را که در دنیای پیرامون خود می‌دیدند، به صورت نقش‌هایی بر دیوار غارها ثابت کنند و حوادث پیوسته زندگی خود را با شکل‌های مجرد و بی‌حرکت در‌آورند که مانند جانورانی که شکار می‌کردند در نظر ایشان دارای هویت و معنا بودند.

در زندگی غارنشینی، رشد کشاورزی و اهلی شدن جانوران، جای خود را به زندگی ساکن روستاها داد. از بزرگترین تحول در زندگی بشر تولید خوراکی است که این عامل باعث رسیدن انسان امروزی به آنچه می‌خواهد بشود. اجتماعات آدمیان در مصر، بین‌النهرین،آسیای صغیر شکل گرفت. خط، عدد و هنر محاسبه اختراع شد. نقشه‌های مسیر ستارگان برای پیش‌بینی فصل‌ها و زمان کشت و برداشت محصول تهیه شدند. معماری، پیکرتراشی و نقاشی در خدمت دربارهای پادشاهان و امپراتوران نوشته شدند. میراث فلسطینیان و قوم یهود که نقش موثری در روحیه غربی داشت، همچنان حفظ شد.

 

 

 

یونان:

امروزه نبوغ غربیان، احترام به عقل و پژوهش علمی ، مفهوم مادی طبیعت و نگرش بشر دوستانه به آدمیان نامیده شد و در یونان پا به عرصه هستی نهاد. شهرهای یونان چیزی بیش از مراکز داد و ستد و حکومت بودند و وفاداری‌های این شهرها باعث شد که پایه‌های اجتماعی، تحصیلی و مذهبی و محلی داشت. در برخی از این شهرها به ویژه آتن بود که دموکراسی نخستین بار به ظهور رسید. یونانیان پس از دفع تهاجم ایرانیان در سده پنجم پیش از میلاد ، آغازگر نخستین مرحله در فرهنگ اروپا شد. این فرهنگ پس از در آمیختن با شیوه‌های زندگی و فکری عبرانیان تا به امروز در الگوهای زندگی و افکار غربیان به حیات خویش ادامه داده است.

 

 

 

رم:

رم با آنکه هیچ‌گاه از لحاظ فرهنگ معنوی و هنری به پای یونان نرسید ولی بزرگترین امپراتوری جهان باستان شد. این شهر در طی هشتصد سال از نخستین مرحله پیدایش به عنوان یک مرکز تجارتی تابع پادشاهان اتروسک فراتر رفت و به اوج قدرتش در مرحله امپراتوری رسید.
مرزهای این امپراتوری از اسکاتلند تا اردن گسترده بود و امپراتورانش بر تعداد زیادی از ملت‌ها و کشورها فرمان می‌راندند. روحیه پرتحرک و پرخاشگرانه رمی باعث شکل‌گیری یک دستگاه عظیم و فنی شد و بر توان خویش افزود، اما تسلط رم بر ملت‌های مختلف به یک اندازه با تشویق ایشان به مشارکت در اداره امپراتوری و اعمال حاکمیت رم بر ایشان تامین می‌شد. رمی شدن اروپای غربی همچنان جزیی از ماهیت این منطقه است و کمال مطلوب رومیان به ایجاد اجتماع واحد و صلح جویانه از همه انسان‌ها، امروزه نیز مورد توجه است.

 

 

 

در قسمت بعدی راجع به هنر غارنشینان و در قسمت‌های بعد از آن راجع به هنر یونان و رم برای شما می‌نویسم.

 

منبع:

هنر در گذر زمان

خلاصه تاریخ هنر

5+
Rating: 4.5/5. From 2 votes.
Please wait...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *