دوست ندارم درس بخونم!! (افت تحصیلی دانش‌آموزان)

2+
   

یادگیری و آموزش، مطالعه و درس‌خواندن و هر موضوعی در این خصوص چیزی نیست که برای همه یکسان باشد و عملکرد هر شخص با توجه به عوامل بسیار گوناگون متفاوت است.هر کدام از ما تعریفی منحصربه‌فرد درباره این موضوع داریم؛ ولی برای اغلب ما خاطرات و تاثیراتی که از دوران تحصیل در مدرسه برایمان باقی‌مانده، ماندگار و به یاد ماندنی است. در واقع نوع نگاه ما به مطالعه و درس‌خواندن یا میزان علاقه‌مندی ما در این دوران نقش تعیین‌کننده‌ای در آینده ما و انتخاب و تصمیم‌گیری ما برای ادامه تحصیل دارد. اغلب بچه‌ها با ورود به مدرسه و در شروع دوران دبستان اشتیاق زیادی به درس‌خواندن و مطالعه دارند و نمرات خوبی هم می‌گیرند. اما متاسفانه بسیاری از بچه‌ها این علاقه و اشتیاق را به تدریج از دست می‌دهند، با رفتن به مقاطع دیگر تحصیلی افت می‌کنند و همین موضوع باعث نگرانی خودشان و والدینشان می‌شود.
اما چه عواملی باعث افت تحصیلی دانش‌آموزان در مقاطع مختلف تحصیلی، به خصوص در دوران نوجوانی و با ورود به مقاطع بالاتر آموزشی می‌شود؟

برخورد والدین
برخورد والدین با فرزندانشان در تمام رفتارهای آنها حتی درس‌خواندن و میزان علاقه‌مندی آن‌ها به درس و مدرسه بسیار موثر است. به طور کلی برخی والدین در همه زمینه‌ها از جمله درس‌خواندن فرزندانشان، بسیار سخت‌گیر هستند، مثلا گاهی حتی فرزند‌‌شان خوب درس می‌خواند و عملکرد خوبی هم دارد ولی با توجه به سخت گیری‌های بیش از حد والدینش کم کم از درس‌خواندن زده می‌شود. والدین سخت‌گیر فرزندانشان را تشویق نمی‌کنند و حتی کوچک‌ترین کاهش در نمرات تحصیلی او را هم به عنوان افت تحصیلی‌اش در نظر می‌گیرند. به این ترتیب بچه‌ها هم چون به تدریج به این نتیجه می رسند که نمی‌توانند به هیچ وجه والدین خود را راضی نگه دارند، ناامید و بی‌علاقه می‌شوند؛ به ویژه در زمان تغییر مقطع تحصیلی؛ چون دروس مشکل‌تر و سنگین‌تر می‌شوند.
عده‌ای از والدین هر امتیازی را که بخواهند برای فرزندانشان قائل شوند، با توجه به موفقیت‌های او در زمینه تحصیلی در نظر می‌گیرند. دانش‌آموز هم زمانی که می‌بیند والدینشان همه چیز را منوط به درس‌خواندن کرده‌اند، برای خلع سلاح کردن آن‌ها و گاهی هم لجبازی، درس‌خواندن را بی‌اهمیت دانسته و نقششان را کم رنگ‌تر می‌کنند.

 

چرا افت تحصیلی؟؟؟؟
برخی والدین به اشتباه فکر می‌کنند اگر فرزندانشان بنا به هر دلیلی نمره‌هایش خیلی بالا نباشد، دچار افت تحصیلی شده و باید کاری کنند چون امکان دارد به این ترتیب نوجوان در آینده با مشکل مواجه شود، در صورتی که افت تحصیلی زمانی اتفاق می‌افتد که دانش‌آموز از حد طبیعی توانایی‌های خودش به صورت معناداری پایین‌تر بیاید. البته فراموش نکنیم که ما همیشه منطبق با توانایی‌هایمان عمل نمی‌کنیم؛ بنابراین تفاوت‌های ناچیز در نمره و کارایی دانش‌آموز افت تحصیلی شمرده نمی‌شود و ملاک برای ارزیابی و تشخیص افت تحصیلی در نظر گرفتن بهره‌هوشی دانش‌آموز است.
وقتی دانش‌آموز در هر مقطع تحصیلی ناگهان نمراتش خیلی پایین‌تر از حد معمول می‌شود و مانند گذشته میل و اشتیاقی به درس‌خواندن و مدرسه رفتن ندارد، حتما دلایلی برای آن وجود دارد؛ ولی این اصلا به معنای نگران‌شدن بیش از حد والدین نیست.
توجه داشته باشیم که این اتفاق اغلب در مواقعی می افتد که تغییراتی در محیط پیرامونی دانش‌آموز رخ می‌دهد: از مقطع تحصیلی به مقطع تحصیلی دیگر می‌رود، تغییری در نوع زندگی او به وجود می‌آید، مشکل خاصی در خانواده ایجاد می‌شود، مجبور می‌شود مدرسه‌اش را تغییر دهد و …

انتخاب الگوی نادرست

نخستین الگوی بچه‌ها اغلب والدینشان هستند؛ اما متاسفانه گاهی آن‌ها نمی‌توانند نقش خوبی را در این زمینه ایفا کنند. مثلا فقط تمرکزشان در کسب نمره بالاست و کمتر به جنبه‌ها و خواسته‌های دیگر فرزندان خود فکر می‌کنند و یا در حال مطالعه هستند یا کار در منزل یا بیرون از آن.
نوجوانان هم که می‌بینند والدینشان توجهی به جنبه‌های مهم دیگر زندگی مانند پرداختن به تفریح، مسافرت ندارند، از آن‌ها فاصله می‌گیرند و به تدریج از درس‌خواندن هم زده می‌شوند. با توجه به اینکه اغلب والدین تحصیل کرده بیش از حد به درس‌خواندن و نمره خوب اهمیت می‌دهند، بچه‌هایشان اغلب علاقه کمتری به تحصیلات نشان می‌دهند. به این ترتیب اگر رفتار والدین خوشایند نباشد، نوجوانان از آن‌ها فاصله بیشتری می‌گیرند و به دنبال الگوی مورد علاقه خود در جاهای دیگر می‌گردند، ضمن اینکه فراموش نکنیم ملاک‌های جذابیت بچه‌ها با والدینشان بسیار متفاوت است.

هدف از تحصیل
شاید یکی از دلایل افت‌تحصیلی این باشد که بعضی از دانش‌آموزان خواهان رسیدن به رفاه بیشتر با سرعت بیشتری هستند، یعنی ترجیح می‌دهند به جای اینکه زحمت بکشند و سال‌های زیادی را به تحصیل و تحمل سختی‌های آن بگذرانند، با کار کردن زودتر به هدفشان برسند. ولی باید دید اولویت و خواسته واقعی هر کس چیست، ضمن اینکه این انتخاب باید با آگاهی صورت بگیرد. همچنین اگر بچه‌ها را تشویش به درس‌خواندن کنیم، این کار باید جزء الویت‌های زندگی خودمان هم باشد.
گاهی توجه پدر و مادرها بیشتر به مادیات است و عملا برای تحصیلات ارزش و اهمیتی قائل نیستند؛ اما از فرزندانشان توقع دارند که به درس‌خواندن و مطالعه علاقه داشته باشند. این موضوع باعث تضاد و سردرگمی دانش‌آموزان می‌شود و آن‌ها نمی‌توانند درست تصمیم بگیرند.

مشکلات نوجوانی
افت تحصیلی دانش‌آموزان گاهی به مشکلات خودشان مربوط می‌شود؛ مثلا بعضی از آن‌ها به دلایل مختلفی نمی‌توانند تمرکز لازم را برای فراگیری آنچه معلم در کلاس می‌گوید داشته باشند و در نتیجه موفقیت زیادی هم نخواهند داشت، زیرا نداشتن تمرکز حواس بسیار مهم است و عوامل بسیار زیادی هم در آن دخیل هستند، مثل مسائل خانوادگی و عاطفی، هوش، تنش‌های محیطی و مشکلات یادگیری.
زمانی که دانش‌آموز در خانه با مشکلات بسیار زیادی روبه رو باشد، طبیعی است که هنگام یادگیری در کلاس درس هم نتواند تمرکز کافی داشته باشد.
در سنین بلوغ زمانی که موضوعات مهم دیگری وارد زندگی بچه‌ها می‌شود؛ ضمن اینکه دانش‌آموزان با سنگین‌تر شدن مباحث درسی، اضطراب، استرس و نگرانی بیشتری را تجربه می‌کنند و همین موضوع هم در بسیاری موارد باعث افت‌تحصیلی آن‌ها می‌شود.
در این زمان اگر والدین هم بیش از حد به نوجوانانشان فشار بیاورند تا بیشتر درس بخوانند، آن‌ها بیشتر از درس‌خواندن فاصله می‌گیرند؛ البته نقش والدین و معلمان در کم‌شدن این گونه استرس‌ها و نگرانی‌ها بسیار مهم است.

 

نقش مدرسه در افت تحصیلی
نظام‌ آموزشی و روش تدریس بعضی معلمان و فضای آموزشی که منجر به رقابت بیش از حد بین دانش‌آموزان می‌شود هم در میزان‌کارایی آن‌ها بسیار موثر است؛ تا حدی که گاهی عامل افت تحصیلی دانش‌آموزان همین موضوع است.
گاهی حتی آزمون‌هایی که برای سنجش و ارزیابی دانش‌آموزان به کارگرفته می‌شوند، استاندارد لازم را ندارند، ضمن اینکه مدارس هم بیش از حد سخت می‌گیرند و معلمان و مربیان آموزشی نیز با اصول صحیح و درست شیوه‌های آموزشی آشنا نیستند؛ در صورتی که معلمان، علاوه بر آگاهی از شیوه‌های آموزشی، باید از اصول روانشناسی هم شناخت کافی داشته باشند.
مدارس هم در میزان علاقه‌مندی دانش‌آموزان به درس‌خواندن موثر است،‌ البتهگاهی مدارسی که تحت عنوان مدارس برتر شناخته می‌شوند هم با بیش از حد سخت‌گرفتن و طولانی‌کردن ساعات درسی دانش‌آموزان، آن‌ها را خسته و بی‌حوصله می‌کنند. این مدارس با دادن تکالیف بسیار زیاد و فشار بیش‌از‌حد به دانش‌آموزان، اغلب با کاهش نتیجه و بازدهی مطلوب دانش‌آموزانشان مواجه خواهند شد؛ یعنی بچه‌ها در این گونه مدارس کاملا خسته هستند و علاقه و انگیزه اصلی خود را به تدریج از دست می‌دهند.

کسب آگاهی
در واقع سختگیری بیش از حد چه از جانب والدین چه از جانب مدارس، نتیجه عکس می‌دهد و شوق و اشتیاق لازم را در دانش‌آموزان از بین می‌برد؛ بنابراین توجه داشته باشیم که باید به نوجوانان خود فرصت بیشتری بدهیم تا راحت‌تر بتوانند خود را با شرایط جدید و موقعیت‌های سخت‌تر زندگی سازگار کنند. یادگیری باید با گام‌های کوچک، منظم و متوالی انجام شود؛ چون به این ترتیب است که منجر به موفقیت تحصیلی می‌شود؛ یعنی برای کسب موفقیت تحصیلی، هم باید صبر و حوصله زیادی داشت و هم باید زمان لازم را به آن اختصاص داد.
به این ترتیب اگر بدانیم ماهیت یادگیری چیست، برخورد بهتر هم با آن خواهیم داشت.

  • منبع:
    نوشتاری از سرکار خانم “یکتا فراهانی” درمجله موفقیت

2+
Rating: 3.0/5. From 1 vote.
Please wait...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *