دگرگون‌سازی ذهنی (۱)

6+

 

هیچ فردی به خودی خود در به وجود آمدن مغز نقشی نداشته است و پیدایش آن به عوامل وراثتی و ژنتیکی انسان‌ها مربوط می‌شود.
اگر مغز را سخت‌افزار به حساب آوریم، ذهن نرم‌افزار مغز است. می‌دانیم که افراد دو گونه ذهنیت دارند، دارنده ذهنیت زیبا و دارنده ذهنیت نازیبا و برای تبدیل ذهنیت نازیبا به ذهنیت زیبا به فاکتورهای همچون: انگیزه، باور، آموزش، پذیرش، تمرین، شکیبایی، مثبت‌نگری و پیگیری نیاز داریم. در این مقاله به پدیده‌های شناختی که از ذهنیت شکل می‌گیرند، می‌پردازیم. 

 بر پایه هر یک از این ذهنیت‌ها کم‌کم پدیده‌های شناختی زیر شکل می‌گیرند: 


۱) ذهنیت باز و نرمش‌پذیر open mind (منصف، سازگار) یا ذهنیت بسته و نرمشی نا‌پذیر close mind (متعصب، ناسازگار) 

درمان‌های روانشناختی و مشخصا شناخت درمانی عبارت است از دگرگون ساختن ذهنیت (mind) از ذهنیت نازیبا Um به ذهنیت زیبا Bm. امروزه گرفتاری بسیاری از مردم دنیا که مانع زیربنایی خوشبختی آن‌هاست به دلیل برخورداری آن‌ها از ذهنیت نازیبا Um است. 
پس دگرگون‌سازی ذهن در اینجا درمان محسوب می‌شود. هر چند گاهی با هدف‌های ویژه می‌تواند حتی ذهنیت Bm را به Um تبدیل کرد و این کار با تلقین، آموزش و تحت تاثیر قراردادن فرد مورد نظر امکان‌پذیر خواهد بود. هنگامی که به دنیا می‌آییم عاری از هر دانش و بینش و بری از هر نگرش و منشی هستیم، این‌ها همگی به صورت ارزش‌ها، باورها، خاطره‌ها و دانسته‌های مثبت و منفی وارد سیستم پردازش اطلاعاتی ما می‌شوند و بخش‌هایی از نرم‌افزارهای شناختی ما که مجموعه آن ذهنیت ماست را پدید می‌آورند. بنابراین، جهان‌بینی ما، ارزش‌های ما، باورهای ما، بینش و نگرش‌های ما همه و همه از راه آموزش‌های رسمی و آموزشگاهی یا از راه آموزش‌های غیر رسمی به ما انتقال می‌یابند. در اینجا پیشنهاد می‌شود پیوسته غیر‌متعصبانه به باورها، ارزش‌ها، نگرش‌ها و منش و بینش‌هایمان توجه داشته باشیم که حتما بخشی از آن‌ها نابجا، نادرست و ناسالم است و مانعی برای خوشبختی، سازگاری و بهزیستی ما خواهند بود. روان درمانی و مشخصا شناخت درمانی برای درمان آن بسیار سودآور خواهد بود.

 

۲) تعریف زندگی ( life definition): 

هر فرد بر پایه ذهنیتی که از آن برخوردار شد ( Bm یا Um) زندگی خود را تعریف کرده و دنبال می‌کند، به گونه‌ای که تعریف یک نفر از زندگی: رقابت، سلطه‌گر، برتری‌جویی، سرآمد‌بودن رفاه فردی و یا خدمت و یاری به دیگران، رفاه همگانی، دانش و پژوهش و… می‌شود. بنابراین شما خواننده گرامی بکوشید تا پی‌ببرید که در زندگی به دنبال چه هدفی هستید؟ حال بسته به این که یک نفر Bm یا Um باشد، تعریف و هدف زندگیش بسیار متفاوت خواهد بود.

 

۳) شیوه زندگی (life style): 

(سبک و روشی است که فرد بر پایه ذهنیتش برای رسیدن به هدف مبتنی بر تعریف زندگی‌اش از آن سود خواهد برد و به سوی آن هدف حرکت خواهد کرد.)
مجموعه دریافت‌های نرم‌افزاری یک انسان که در چهار زمینه فلسفه، مذهب، هنر و دانش است از راه‌های: 
۱
) آموزش رسمی و آموزشگاهی(Formal Education)،
۲
)آموزش غیر‌رسمی (In Formal Education)،
۳
) دوره دیدن ( None Formal Education)،
پدید می‌آید. 
آموزش رسمی یا آموزشگاهی برنامه‌ای است هدفمند که دست‌کم به یک دانش‌آموز و یک آموزگار نیاز داشته و در مکان‌های کنترل شده ‌ای همچون دبستان، دبیرستان و دانشگاه بر پایه برنامه‌ریزی مسوولان آموزشی در مقاطع مشخص و تعیین شده صورت گرفته و در پایان به شرط موفقیت منجر به دریافت گواهینامه‌ای می‌شود که در همان کشور اعتبار خواهد داشت.
آموزش غیر‌رسمی برنامه‌ای است پیوسته که از ماه‌های نخست زندگی آغاز و تا هنگام مرگ ادامه می‌یابد. اهرم‌های انتقال آن عبارتند از : خانواده، فرهنگ گسترده اجتماعی، پاره‌فرهنگ‌ها و خرده‌فرهنگ‌ها مانند خرده‌فرهنگ‌های: طبقاتی، مذهبی، قومی، جغرافیایی، زبانی، مردم کوچه و بازار، رسانه‌های گروهی و حتی اوباش و لمپن‌ها. آموزش غیر‌رسمی به دلایل: طول زمانی‌اش، انتخابی و اختیاری بودنش و نقش خانواده بسیار موثرتر است.

 

 

شایان ذکر است که خانواده نخستین و تاثیرگذارترین آموزشگاهی است که هر فرد در آن آموزش می‌بیند، آموزش خانواده، پایدارترین آموزشی است که هر کس در طول زندگی از آن برخوردار می‌شود و پدر و مادر نیرومندترین آموزگار هر فرد، در زندگی هستند. 

 

۴) داستان‌های عشقی(Love Story):

داستان‌های عشقی ناسالم که تاثیریافته از ذهنیت ناسالم است:

۱) داستان عشقی تجارت Business L.S: 
چنین داستان عشقی زمانی شکل می‌گیرد که فرد ضمن ازدواج به دنبال منافع و مصالح مالی و برخوردارشدن از امتیازهای طرف مقابل است که معمولا آن‌ها را نیز پنهان می‌کند و به این دلایل شکل می‌گیرد: 
_
محیط ناسالمی که در آن بزرگ‌شده،
_
نقطه ضعف‌های شخصیتی، 
_
پایین‌بودن اعتمادبه‌نفس و نداشتن عزت‌نفس، 
_
دارای شخصیت انگل مآب و سربار‌بودن که نمود بارز آن در ازدواج‌های مردان به اصطلاح داماد سرخانه و خانم‌های زیبارو و جوانی که با مردان مسن متمول یا دارای موقعیت ویژه و نازیبا مشهود است و در پایان در کسانی دیده می‌شود که محرومیت‌های سخت آسیب‌زای مالی را تجربه کرده‌اند. 

 

۲) داستان عشقی آموزگار و دانش‌آموز Teacher and student L.S: 

 

 

در این داستان عشقی ناسالم که ریشه‌اش در کاستی‌های شخصیت افراد و در منش غیردموکراتیک و مستبدانه آن‌هاست، یکی از همسران تلاش می‌کند تا در زندگی خود را به لحاظ خردمندی، آگاهی و برخورداری از دانش در سطح بالاتر و همسرش را در مقایسه با خود ناآگاه، کم‌خرد، کم‌دانش و بی‌اطلاع در نظر گرفته و پیوسته در تلاش است تا دیگری را متقاعد به پذیرش اندیشه و گفته‌های خود کند و در نتیجه طرف مقابل باید تا حد ممکن بی‌چون و چرا چشم گفته و از او پیروی کند. مادامی که همسر این نقش را بپذیرد سناریو کامل نشده و رابطه بی‌سر و صدا ادامه می‌یابد اما گرفتاری از آن جا آغاز می‌شود که دیگری نقش مکمل را نپذیرد و یا هر دو به دنبال نقش آموزگاری باشند. در چنین رابطه‌ای شخصیت آموزگار پیوسته در تلاش است تا نظر و باورش را به دیگری بقبولاند.

 

در نوشتار ((دگرگون‌سازی ذهنی (۲) )) به بررسی دیگر موارد خواهیم پرداخت و راهکارهایی را برای بهره‌مندی از ذهنیت زیبا، پیشنهاد خواهیم کرد.

 

  • منبع: 
      نوشتاری از دکتر مسعود غفاری، ‌‌‌
      در مجله موفقیت

 


زهرا سادات هاشم پور
6+
No votes yet.
Please wait...

One thought on “دگرگون‌سازی ذهنی (۱)”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *