دگرگون‌سازی ذهنی (۲)

3+

 

در نوشتار (دگرگون‌سازی ذهنی (۱)) در مورد ذهنیت زیبا و ذهنیت نازیبا و برخی از پدیده‌های شناختی که از ذهنیت شکل می‌گیرند صحبت کردیم، دراین نوشتار دیگر مواردی که از ذهنیت شکل می‌گیرند را بررسی خواهیم کرد:

 

۳)داستان عشقی آمر (حکومت) Government L.S :

در این داستان عشقی ناسالم یکی از همسران خود را در موقعیت آمر (حکومت) در نظر گرفته و دیگری را در موقعیت امربر ارزیابی می‌کند و از او اطاعت بی‌چون و چرا و پیروی را انتظار دارد و باز در این داستان عشقی به خوبی جای پای بی‌انصافی و نادیده‌گرفتن دادگری و عدالت و ستمگری که اثر گرفته از UM است دیده می‌شود. در این داستان عشقی برای عدم پیروی از سوی شخصیت آمر داستان، کیفر نیز در نظر گرفته می‌شود که نمونه آن را در گفت و گوی زن و شوهرها به صورت تهدید این گونه می‌بینیم که شخصیت آمر از همسرش درخواستی می‌کند و در ادامه می‌گوید اگر این کار را نکنی دیگر به خانه برنمی‌گردی و یا اگر انجام ندادی من هم معاشرتم را با خانواده‌ات قطع می‌کنم، یا آن‌ها را در خانه‌ام نمی پذیرم، تو را طلاق می‌دهم یا از تو طلاق می‌گیرم و … . این داستان نیز تا آنجا ادامه می‌یابد که امربر نقشش را بپذیرد و گله‌ای نداشته باشد.

 

۴)داستان عشقی پلیس Police L.S:

در این داستان عشقی ناسالم یکی در نقش پلیس پیوسته دیگری را کنترل می‌کند و دیگری در نقش مظنون و متهم پیوسته بازجویی می‌شود. یکی پیوسته دیگری را محاکمه می‌کند و دیگری پیوسته بایستی پاسخ‌داده و دلیل بیاورد و شاهد و گواه آورده و همواره سوگند یاد کند تا بی‌گناهی‌اش را اثبات کرده و از خود دفاع کند.

 

 

۵) داستان عشقی وابستگی Dependency L.S:

این داستان عشقی ناسالم را در افرادی می‌بینم که به دلیل تحقیرشدگی، توهین‌شدگی، سرزنش‌شدگی، اعتماد به خود و خودباوری‌شان آسیب‌دیده و ضعیف‌شده از این روی فرد خود اعتراف می‌کند به دنبال یک نفر می‌گردم که بتوانم به او تکیه کنم، چون شخصیت توانا نداشته، استقلال و توانایی را نیاموخته و پی‌نبرده که هیچ‌کس به اندازه کافی قابل اعتماد نیست و هر کس باید تکیه‌گاهش دو پای فیزیکی و دو پای روانی خودش باشد. در این جا نیز ردپای شخصیت آسیب‌دیده و UM را می‌توان دید.

 

۶) داستان عشقی هنر Art L.S:

این داستان عشقی ناسالم را می‌توان در کسانی که پیوسته به دنبال روی زیبا، هیکل، اندام زیبا، برازندگی ظاهری، خوش‌تیپی، خوش‌پوشی، شیکی، خوشگلی و این دسته از ویژگی‌ها هستند، مشاهده کرد تا بخشی از آن را به رخ دیگران کشیده تا شاید برخی از کاستی‌های خود را جبران کنند.

 

۷)داستان عشقی بازی Game L .S:

از آنجا که یک بازی همیشه یک برنده و یک بازنده دارد، این سبک اندیشه گاهی وارد داستان عشقی فرد شده و در چنین شرایطی زن و مرد به جای این که رفیق هم باشند رقیب هم می‌شوند، به جای این که یار هم باشند بار هم می‌شوند، از این روی آشکارا و پنهان مانع رشد و بالندگی طرف مقابل شده و از موفقیت او خوشحال نشده و نه تنها سنگ‌های جلوی راه او را برنمی‌دارند بلکه پیش پایش سنگ اندازی هم می‌کنند. در یک ضرب المثل غربی آمده:
پشت سر هر مرد موفق یک زن وفادار است و من باور دارم که پشت سر آن زن یک مادر خردمند است. هرگاه چنین داستان عشقی وارد فضای خانوادگی شد نباید انتظار خوشبختی، رشد و موفقیت آن‌ها را داشته باشیم، زیرا رابطه برد_باخت شکل می‌گیرد.

 

 

۸) داستان عشقی باغ و باغبان    Gardner and Garden L.S : 

تنها داستان عشقی سالم و پسندیده، این داستان عشقی است، که متاسفانه کمتر و اندک دیده می‌شود. برای درک آن بهتر است نخست بکوشیم تا دریابیم تلاش، اندیشه و هدف یک باغبان چیست؟ یک باغبان پیوسته در تلاش است تا باغ یا باغچه‌اش شاداب، پرطراوت، پرگل، پرمحصول، پربازده، زیبا و با نشاط باشد. برگ‌ها و شاخه‌های خشک را از باغ دور می‌کند و اگر آفتی در باغ ببیند، آن جا را سم‌پاشی کرده و درختان را از گزند آن آفت ایمن می‌سازد و همه روزه در پی این است که مبادا آب، کود، سم و رسیدگی به باغ به هنگام انجام نشود. شادابی و پر رونق بودن باغ سبب رضایتمندی و خوشحالی اوست. حال اگر همه ما بیاموزیم که خوشبختی ما در گرو خوشحالی همسرمان است و درک کنیم که در هیچ کجای دنیا در زیر یک سقف هرگز یک نفر به تنهایی خوشبخت نخواهد بود یا هر دو خوشبختند یا هیچ کدام. معامله منطقی، سودبخش و آینده‌ساز زمانی صورت خواهدگرفت که خوشبختی هر دوی ما از جاده برد_برد بگذرد.

 

در پایان فراموش نکنیم که:
۱) در دنیا هیچ‌کس بی‌مشکل نیست و هر چه موقعیت فرد بهتر باشد گرفتاری‌هایش نیز بیشتر است. بنابراین پیشنهاد می‌شود به جای اندیشیدن به مشکلات به راه‌حل‌های آن بیندیشیم. 
۲
) در دنیا هیچ‌کس عاری از خطا نیست. پس لازم است بکوشیم تا از این پس خطاهایمان را بکاهیم. 
۳
) بپذیریم که انسان تنها موجودی است که بیچاره نیست ولی ممکن است چاره‌هایش را نداند که در این صورت می‌تواند با مراجعه به یک مشاور بی‌نظیر و صاحب‌نظر به راه‌حل‌هایش دست یابد.
۴
) درست این است که افراد یک خانواده و در درون خانواده یار هم باشند، نه بار هم و نه تنها در کنار هم.
۵
) بپذیریم که همه ما دارای ایرادهای تربیتی، آسیب‌دیدگی عاطفی، احساسی و عشقی، باورهای نادرست، خطاهای شناختی و پیش‌داوری‌های بسیاری هستیم که مانع از یک زندگی پایا و پویا برای ما می‌شوند. دلیلی وجود ندارد که ما مشکلاتمان را نگه‌داری کرده و با خود به گور ببریم بلکه باید آن‌ها را حل و فصل کنیم.
۶
) باید بدانیم برای مشکلاتمان حتما راه‌حل‌های نسبی وجود دارد. 
۷
) و در آخر این که همه ما به یک ترتیب دوباره  Re education برای سازگاری جهت یک زندگی پویا و پایا نیازمند هستیم. یعنی نخواهیم که نرم‌افزار‌های شناختی ناکارآمدمان را هم‌چنان نگهداری کرده و در برابر آن زندگی احتمالی دلنشین را از دست بدهیم. پس بیایید دوباره‌سنجی در اندیشه و باورهایمان کرده و دست به یک دگرگونی ژرف سازنده در ذهنیت خود بزنیم. 

 

  • منبع:
    نوشتاری از دکتر مسعود غفاری
    در مجله موفقیت

زهرا سادات هاشم پور

 

 

 

3+
No votes yet.
Please wait...

One thought on “دگرگون‌سازی ذهنی (۲)”

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *