شناخت روحیات وآداب و رسوم مردمان باکو(جمهوری آذربایجان)

 

شهر بندری باکو

شهر بندری باکو پایتخت جمهوری آذربایجان، بزرگترین شهر این کشور است که در کرانه غربی دریای خزر در شبه جزیره آب‌ شوران واقع شده است و به عنوان یکی از نقاط نفت‌خیز دنیا محسوب می شود.

این شهر بندری پرجمعیت ‌ترین شهر قفقاز بوده و ویژگی بارز آن پارک‌های ساحلی متعدد و همچنین اجرای برنامه‌های بسیار زیاد و متنوع هنری در این بندر است که باعث شهرت آن شده است. قسمت کهن شهر بندری باکو ایچری شهر با برج و بارو به عنوان قلعه شهر یادگاری از سده‌های میانه است که هنوز به عنوان یکی از آثار تاریخی شهر مورد بازدید قرار می گیرد و یکی از میراث فرهنگ جهانی است که در فهرست آثار فرهنگی یونسکو ثبت شده است. در سال ۲۰۰۷ شهر بندری باکو، پایتخت فرهنگ اسلامی برای سال ۲۰۰۹ انتخاب شد.

 

 

 

اسم شهر بندری باکو از واژه ای پهلوی گرفته شده است. مردم ترک زبان واژه باکی را بکار می برند که بعد از رسمی شدن زبان ترکی آذری رواج یافت. مردم باکو تا سال ۱۸۸۷ تات بودند و در دوران حکومت شروانشاهان شهر بندری باکو قسمتی از شروان محسوب می شد. دولت عثمانی هم در قرن ۱۶ میلادی در زمانی کوتاه بخش بزرگی از این سرزمین را در اختیار گرفته و بر آن تسلط داشت.

از آثار ایرانی شهر باکو از دوره ساسانیان قلعه دختر است. خیابان شهدا، برج ‌های شعله، رستوران زالکا، موزه‌ ی فرش آذربایجان، ونیز کوچک، دیوارهای شهر، رستوران زافرانو، پارک فیل ‌هارمونی، موزه‌ی ملی هنر، یادبود میرزا الاکبر سبیر، کارگاه نقاشی علی شمسی، شهر قدیمی، قعله ‌ی دختر، کافی ‌شاپ چای باغ، پارک ملی دریا کنار و بسیاری آثار دیگر از جاذبه های دیدنی شهر بندری باکو است.

 

New mosque in Baku

 

 

ماهیت دینی نوروز در آذربایجان

در میان مردم آذربایجان عید نوروز با ماهیت دینی از ارزش خاصی برخوردار است. عید نوروز که فرهنگ‌ها و باورهای باستانی مردم آذربایجان و ارزش‌های اسلامی را در خود جمع نموده است در زمان شوروی سابق ممنوع بود اما مردم در چارچوب محیط خانواده و محل زندگی توانستند این عید را زنده نگه دارند. دولت شوروی در زمینه زبان و فرهنگ ملی به خاطر التفاتی که به زعم خود نشان داده بود سعی داشت تا تاریخ و فرهنگ هزار ساله، آداب و رسوم و اعتقادات دینی مردم را به صورت حساب شده از میان بردارد. در آن زمان همه آداب و رسوم تاریخی و اعیاد از جمله عید نوروز به عنوان میراث مضر گذشتگان تبلیغ و اعیاد جدید و ساختگی شوروی جایگزین آنها می‌شد. اول ژانویه نخستین روز سال میلادی به عنوان عمومی مردم برگزار می‌شد و عید نوروز به عنوان باقیمانده دین و ارتجاع معرفی می‌گشت.

 

 

 

برای اولین بار در سال ۱۹۶۷بود که شیخعلی قربانف دانشمند و نویسنده میهن دوست آذربایجان سعی نمود تا عید نوروز به صورت کاملا آشکار از طرف مردم برگزار کند اما او و برخی از گروهها مورد تعقیب دولت شوروی قرار گرفته و از کار برکنار شدند و از آن به بعد نیز به برگزاری عید نوروز اجازه داده نشد. علیرغم ممنوعیت‌های بسیار به مناسبت عید نوروز تغمه و داستانسرایی می‌شد . به بچه هایی که در این ایام به دنیا می‌آمدند اکثرا اسامی مانند نوروز و بایرام می‌گذاشتند. مردم نوروز را و نوروز مردم را زنده نگاه داشته بود. نوروز موجودیت مردم را نشان می‌داد و با اعیاد بیگانه شوروی تفاوت‌های اساسی داشت.

تبدیل نوروز به مراسم رسمی

پس از استقلال جمهوری آذربایجان در ۱۸اکتبر ۱۹۹۱عید نوروز از خانه‌ها به محله‌ها و سپس به میادین شهر‌ها گسترش یافت و تبدیل به یک آیین و مراسم رسمی شد.

ویژگی های نوروز

از دیگر خصوصیات بارز عید نوروز آن است که مردم از آن به عنوان عید صلح و دوستی و وحدت و یکپارچگی یاد می‌کنند و طبق آیین‌های باستانی، آنهایی که قهر هستند آشتی می‌کنند و قهر و کینه از میان برداشته می‌شود. مراسم عید نوروز که از چهارشنبه سوری آغاز می‌شود تا ۲۱مارس ادامه دارد. در آذربایجان بر خلاف ایران مراسم سیزده بدر برگزار نمی شود تنها روز ۲۱مارس تعطیل است اما حال و هنوز ادامه دارد. عید نوروز که احترام به آتش، آب و سر سبزی را در خود حفظ نموده است. از چیزهایی مردم آذربایجان در سفره هفت سین می گذارند سمنو است. سمنو تنها به معنای سرسبزی و طراوت نیست بلکه به معنای برکت نیز می باشد. سمنو به عنوان لذیذ ترین غذا در عید نوروز می باشد و بعد از طبخ، آن را در میان خویشاوندان و همسایه ها تقسیم می کنند. همچنین سمنو در میان آنها عامل تداوم بخش نسلها شناخته می شود .رسمی است که در زمان نوروز سمنو را در میان زنانی که دارای اولاد نمی شوند می گردانند و می گویند: آی بونو گؤیردن تانری، بو گلینی ده گؤیرت، آرزوسونا کاما یئتیر. مطلبینه، مورادینا چاتدیر. عهدینی اومیدینی بیتیر(ای خدایی که این سمنو را بارور کردی این عروس را هم بارور کن، آرزویش را اجابت کن، به خواسته اش برسان، به امیدی که دارد برسان) در مراسم سمنو آذربایجان موسیقی هم اجرا می شود.

 

 

 

آیین نوروزی

مراسم عید در آذربایجان از روز سه شنبه (چهارشنبه سوری) آغاز می‌شود. در این روز مردم در حیاط خانه‌ها یا در محله‌ها، آتش روشن می‌کنند یا تفنگ‌ها و با گلوله‌های مخصوص به تیراندازی می‌پردازند و همه‌جا را روشن می‌سازند وهر کس به اندازه توانایی اش از روی آتش می‌پرد و می‌گوید همه دردها و رنج‌هایم بر روی آتش ریخته شود. بچه‌ها مراسم عید نوروز را با شوق بیشتری برگزار می‌کنند آنها نوروز را تبدیل به یک عید کودکانه می‌کنند. آنها با تخم مرغ‌های رنگ کرده با هم مسابقه می‌دهند و به ترتیب از روی آتش می‌پرند. در بعضی از روستاها بازی‌های مخصوص عید به صورت ایلی و دسته جمعی برگزار می‌شود و بازی هایی مانند کوسا، گود و به صورت تئاتر به نمایش در می‌آید و از جنگ بین خروس‌ها و یا سنگ‌ها هم به حالت تفریحی استفاده می‌شود. در چهارشنبه سوری پس از خاموش شدن آتش‌ها بر سر سفره عید می‌نشیند و سپس مراسمی مانند پاییدن در، از در و دیوار کیسه و کلاه انداختن به اجرا در می‌آید. دختران جوان در را می‌پایند و اولین جمله‌هایی را که می‌شنوند، تفسیر می‌کنند. در عین حال فال انگشتر، حنا بستن، پوشیدن لباس پسر از طرف دختران و رفتن به خانه همسایه از صحنه‌های دیدنی این مراسم است. از صبح روز به کنار چشمه‌ها و رودخانه می‌روند، از روی آنها می‌پرند، آب چشمه به منزل می‌آورند و حتی حیواناتشان را در آب چشمه سیراب می‌کنند که این مراسم در بعضی از روستاها واجب و ضروری شمرده شده و از آن به عنوان خیر و برکت یاد می‌کنند. در عیدنوروز دیدار بزرگان خانواده و خویشان وبستگان زیارت قبور و دیدار خانواده‌های داغدار از جمله مراسمی است که اهمیت فراوانی به آن داده می‌شود. مردم جمهوری آذربایجان به واسطه اعتقادات به آیین و مراسم نوروز برای با شکوه تر انجام شدن جشن نوروز برای این مراسم تدارک ویژه ای مانند سرودن ترانه ها پیش از نوروز تدارک بساط شادی ایام نوروز،تهیه لوازم و مواد مورد نیاز سفره نوروز ،تهیه چیستان های نوروزی ،ستایش و نفرین های نوروزی ،پند و امثال نوروزی ،اعتقادات نوروزی ،عادات نوروزی،تماشای نوروزی و انجام آیین و مراسم نوروزی می بینند.

 

 

 

استقبال از نوروز

درمیان مردم آذربایجان رسم بر این است پیش از رسیدن نوروز پوشاک نو خریده به خانه و حیاط سر و سامان داده فرش و پلاس نو بافته و به استقبال نوروز می روند. به طوری که در شب چهارشنبه سوری دختران نو رسیده در ته دل فالی گرفته و و مخفیانه پشت درنیمه باز به انتظار ایستاده و اگر در این هنگام حرف خوب وموافقی بشنوند آرزویشان برآورده شده و اگر حرف نامناسبی می شنیدند نیتشان عملی نمی گشته است بنابراین برمبنای آیین عید ،مردم از بد گویی و حرف نامناسب دوری می جویند.

نوروز با آداب و رسوم مخصوص به خودش با دیگر روزها فرق می کند این عید با تاریخ، فرهنگ و آداب و رسوم مردم کشور آذربایجان عجین شده است.

چیدن سفره نوروز (خنچه) نیز مخصوص اینجاست و با کشورهای دیگر فرق می کند چه در چهارشنبه سوری (چرشنبه آخشامی) و چه در روز اول عید (نوروز بایرامی).

چیزهایی که داخل سفره (خنچه) می گذارند عبارت است از: پلو، شکر پاره، شکر چوریی (نان قندی)، پاخلاوا (باقلوا) و دیگر شیرینیجات محلی و بومی شهرهای مختلف آذربایجان، کشمش، پسته، بادام، فندق، گردو (قز) و تخم مرغ رنگ شده و تزیین شده (بزنمیش و بویانمیش رنگ لی یومورتا) می باشد.

برخی از آیین های نوروزی جمهوری آذربایجان از این قرارند:

در هفته پیش از نوروز جنب و جوش زیادی در شهر باکو به چشم می خورد. نرده ها و تیرهای چراغ برق را رنگ می کنند. میدان های شهر گلگاری می شود. جاهای مختلف شهر چراغانی می کنند و ماکت سبزه و سمنو درست می کنند. و اکثر مغازه ها و مراکز خرید و هتل ها و مکان های توریستی خنچه درست می کنند و در ورودی شهر و مکانها می چینند. و خلاصه این که همه جا بوی تازه گی و نو بودن می دهند.
از دیگر آیین های نوروزی این کشور، خانه تکانی قبل از فرا رسیدن نوروز می باشد. و دیگر سنت های آنان این است که چهار چهارشنبه قبل از عید را جشن مفصل می گیرند و آتش روشن می کنند و از روی آن می پرند. و یکی دیگر از این مراسم مربوط به چهارشنبه سوری، پاپاق آتماق می باشد. یا همان کلاه گردانی می باشد که اکثرا بنا به رسم پسرهای جوان در خانه های همسایگان و آشنایان را می زنند و آنها داخل کلاه شیرینی و باقلوا و شکر پاره و سیب و فندق می ریزند.

و در روز اول عید نیز رئیس جمهور در بولوار شهر یا ایچری شهر آغاز نوروز را به صورت رسمی اعلام می کند. و از این روز، جشن ها، فستیوال های موسیقی سنتی در قسمت های توریستی شهر و در دو نوبت صبح تا ظهر و ظهر تا عصر برگزار می شود.

و از کوچک تا بزرگ، لباس نو می پوشاند و در این مراسم ها شرکت می کنند. و در این محل مراسم، غذاهای محلی و انواع کباب ها طبخ می شود. و در غرفه هایی انواع صنایع دستی شهرهای باکو و شیرنیجات و مرباجات آن در معرض بازدید می گذارند.

بهتر است که بدانید آداب و رسوم مردم جمهوری آذربایجان بسیار شبیه به آنچه در ایران و بخصوص در منطقه آذربایجان ایران رایج است، می باشد.

عید نوروز در کشور آذربایجان

تاریخ و فرهنگ، مذهب و زبان مشترک و در گذشته ای نه چندان دور حکومت های مشترک در این خطه ها باعث ایجاد مشترکات فراوان فرهنگی و اجتماعی بین کشور آذربایجان و کشور ایران شده است.

بزرگ ترین اتفاق فرهنگی و تاریخی مرسوم در جمهوری آذربایجان عید نوروز و مراسم های ناشی از آن است. می توان گفت که عید نوروز به معنای واقعی کلمه تنها در آذربایجان زنده و پابرجا مانده و دولت و مردم هر دو در حفظ و رونق بیشتر آن می کوشند. در آذربایجان هر سالی که می گذرد بر رونق و شهرت عید نوروز اضافه می شود

. خانواده رئیس جمهور و اعضای کابینه و نمایندگان مجلس همگی در این مراسم ها شرکت می کنند. مراسم هایی همچون رقص ها و موسیقی های سنتی، سبزی عید، تخم مرغ های نقاشی شده و انواع بازی های مربوط به عید نوروز که کودکان و جوانان و حتی ریش سفیدان همه و همه در آن ها شرکت فعال دارند.

عید نوروز در جمهوری آذربایجان تعطیل ملی و رسمی بوده و نزدیک به یک هفته در پایتخت و سایر شهرهای آذربایجان جشن و شادی برپا می شود.

توریست ها و گردشگران زیادی در قالب تورهای مسافرتی به باکو سفر می کنند تا از نزدیک شاهد انجام مراسم ها و جشن هاس یکی از قدیمی ترین اعیاد بشری باشند.

هر ساله در ایام نوروز مسافران زیادی از کشورمان به باکو سفر می کنند تا عید نوروز را در حال و هوایی متفاوت و در کنار هموطنان قدیمی شان در جمهوری آذربایجان بگذرانند.

سفره هفت سین در باکو

امروزه نوروز در کشور آذربایجان بسیار مفصل و با شکوه برگزار می شود . سنت ها و آیین های نوروزی این کشور در مقایسه با دیگر کشورهای همسایه شباهت بیشتری به نوروز ایران دارد. با تور باکو در نوروز بیشتر با آداب و رسوم نوروزی این کشور زیبا آشنا شوید.

 

 

 

اسامی سفره هفت سین در باکو

سفره نوروزی آذربایجانی ها با سفره نوروزی ایرانی ها تفاوت دارد و در زمان حاضر در آن هفت سین، هفت شین یا هفت میم وجود ندارد اما هر کدام از اجزا آن معنی خاصی دارد.

این سفره در مناطق مختلف کشور آذربایجان به شکل‌های مختلفی تهیه می‌شود، ولی در حالت کلی، هفت‌سین جمهوری آذربایجان از این عناصر تشکیل شده است:

سوماق: نشانه آفتاب

سکه: نشانه شانس

سمنو: نشانه شیرینی، برکت و حاصلخیزی

سبزه: نشانه خلوص و خوشبختی

ساری کوک (زردچوبه): نشانه شیرینی زندگی

سوت (شیر): نشانه سلامتی و زیبایی

سو (آب): نشانه تولد تازه و زندگی

مردم آذربایجان به سبزه “سمنی” می گویند و مانند ایرانیان از چند هفته قبل از عید نوروز به تهیه آن می پردازند.

 

 

 

فرهنگ عامه مردم آذربایجان

مردم آذربایجان مردمی اصیل هستند، آنها در دوستی ثابت قدم در برابر مشکلات شجاع و مقاوم و به غیرت شهره‌اند. از جمله خصلت‌های این مردم مهمان‌نوازی، سلحشوری، آزادمنشی، راستگویی، مرزداری و پایبندی به اعتقادات مذهبی است. یکتاپرستی و ایمان به پروردگار در اعماق دل و روح مردم این سامان ریشه دارد و احساسات وطن‌دوستی آنان در تمام ادوار تاریخ ضرب‌المثل بوده است. قیام‌های مکرر اهالی تبریز در هنگام جنگ‌های عثمانی و دولت استبدادی روسیه تزاری سرشار از فداکاری‌ها و جانبازی‌های شگفت‌انگیزی است که در تاریخ جاودان خواهد ماند.

حسینقلی کاتبی در کتاب « آذربایجان و وحدت ملی» می‌نویسد: «طرز معاشرت، برخورد اجتماعی، تعارفات، طرز برگزاری جشن‌های ملی و مذهبی مثل مراسم نوروز و چهارشنبه‌سوری و سیزده به در، عید غدیرخم، میلاد مولی علی (ع)، رسوم مهمانی و عروسی، تعزیه و عزاداری و غیره در تمام سرزمین ایران یکسان اجرا می‌شود. از دیگر ویژگی‌های ایرانی در اخلاق ملی مثل مهمان‌نوازی، ادب، احترام و خوش سلوکی و حسن معاشرت در میان عموم ایرانیان از خراسانی، آذربایجانی، کرمانی، کرد و بلوچ یکسان است.‌ آیین‌ها و سنت‌های قدیمی هر سرزمین و دیار یادگارهایی گرانسنگ از گذشته‌های دور مردم آن سرزمین هستند.

سنت‌ها و رسم‌هایی که سینه به سینه از دوردست‌های تاریخ به امروز رسیده‌اند و شاید بسیاری از آنها در تاریکی گذر زمان به فراموشی سپرده شده‌اند.

 

 

 

نوروز یکی از ماندگارترین این سنت‌هاست که مانند هزاران سال پیش همچنان پویا و زنده در زندگی ایرانیان متبلور است. در این بین آذربایجانی‌ها هم نوروز باستان را با ده‌ها رسم و سنت قدیمی‌اش محفوظ نگاه داشته‌اند و هر سال با شکوه‌تر از سال پیش آن ‌را برپا می‌دارند.

نوروز بزرگ‌ترین عید مردم آذربایجان محسوب می‌شود و در تمام مناطق این خطه از ایران‌ زمین برگزار می‌شود. ‌آذربایجانی‌ها از این عید با عنوان‌هایی چون «نوروز بایرامی» و «ایل بایرامی» یاد می‌کنند و گاه لفظ بایرام به معنای عید عموما به این عید بزرگ اختصاص داده می‌شود.

واژگانی چون ‌بایرام آخشامی (عصر عید)، بایرام آیی (ماه عید)، بایرام گونی (روز عید)، بایرام بازاری (بازار عید)، بایرام سفره‌سی (سفره‌ی عید)،‌ بایرام پالتاری (لباس عید)، بایرام یومورتاسی (تخم‌مرغ عید)، بایرام ایش‌لری (کارهای عید)، بایرامائق (عیدی) و … همه و همه در ارتباط با عید نوروز استعمال می‌شوند. در گذشته مردم این منطقه از واژه بایرام برای نامگذاری فرزندان خود نیز بهره می‌بردند. ممکن بود کودکی در روز عید نوروز متولد شود و نام‌هایی چون بایرام، بایرامعلی، بایرام خاتون، نوروز، نوروز علی و … را به خود گیرد. تبریک‌هایی چون ‌بایرامئز مبارک اولسون (عیدتان مبارک‌باد)، یوز بئله بایراملار گوره سیز (صد سال به از این سال‌ها)، گلن گون لریز خیره قالئن (روزهای آینده‌تان به خیر و نیکی ختم شود)، نئچه بئله ایل لره یئتیشه سیز (سال‌هایی به همین خوبی در پیش رو داشته باشید) و … از رایج‌ترین شادباش‌های مردم آذربایجان به مناسبت عید نوروز است. نوروز مقدمه‌هایی را هم دارد، زنان کدبانوی آذری از چند روز مانده به عید دست به کار می‌شوند و کار خانه‌تکانی را آغاز می‌کنند.

شستن فرش‌ها، گردگیری، رنگ کردن خانه و تزیین اتاق مهمان (قوناق اتاقی) از جمله این کارهاست پخت انواع کلوچه‌های سنتی مانند دستانا، نزیک،‌ تهیه تخم‌مرغ رنگ‌شده، تهیه سبزه، سمنو و آماده کردن سفره عید از دیگر امور مقدماتی عید نوروز هستند. ایام عید آجیل مخصوص خود را دارد و تبریز و ‌آذربایجان در مرغوبیت و تنوع آجیل زبانزد خاص و عام هستند.

چهارشنبه سوری

چهار آتش افروزی در چهار چهارشنبه به عدد رمزی چهار اشاره دارد. فیثاغورث عدد چهار را اصل و ریشه طبیعت جاودان می‌داند. چهار طبع انسانی، چهار عنصر حیات، نشان از وجهی مهم و مثبت دارند که اگر چه به تدریج شکل گرفته، اما امر واحدی است. بنابراین عدد چهار در این آیین، حکایت از چهار وجه طبیعت دارد که به تدریج عنصری واحد یعنی طبیعت، سال، مکان یا هر پدیده چهار وجهی را می‌سازند.

به این ترتیب که نخستین چهارشنبه منسوب به باد است و در آن نیز باد می‌آید. دومی خاک، سومی آتش و سرانجام آب که در این زمان از یخ بستن خاک کاسته می‌شود و زمین نفس می‌کشد.

 

 

 

صبح آخرین چهارشنبه سال، مردم بر سر آب رفته و از روی آن می‌پرند و می‌خوانند: آتیل ماتیل چرشنبه (عاطل و باطل شود چهارشنبه) بختیم آجیل چرشنبه (بختم باز شود چهارشنبه) اگر آب را نماد باروری بدانیم، آخرین چهارشنبه اسفند با باروری طبیعت همراه است. در روستاها معتقدند که چهارشنبه آخر سال، چرشنبه خاتون است.

به همین دلیل زنان بالای اجاق خوراک‌پزی با آرد شکل زنی زیبا را می‌کشند و زیر آن یک آینه و شانه می‌گذارند تا وقتی چهارشنبه خاتون آمد سرش را شانه بزند. چهارشنبه خاتون تأکیدی بر بارور شدن زمین در آخرین روزهای اسفند است. در میان مردم آذربایجان شرقی هر یک از چهارشنبه‌ها نامی دارند. مفصل‌ترین مراسم متعلق به آخرین چهارشنبه سال است که در آن شب حتماً برنج سفید پخته و به همراه آجیل و شیرینی بر سفره می‌گذارند. پسران جوان یا نوجوان شالی برداشته و از سوراخ بالای بام خانه (که عمدتاً برای تعویض هوا و خارج شدن دود تنور تعبیه شده) شال خود را پایین می‌اندازند.

 

 

 

صاحبخانه نیز به فراخور حال خود، مقداری آجیل، شیرینی یا تخم‌مرغ در گوشه شال می‌بندد تا پسر آن را بالا بکشد. چنانچه پسر، خواهان دختر خانواده باشد، شال را بالا نمی‌کشد. چنانچه خانواده دختر راضی باشد، نشانه‌ای از دختر را به شال می‌بندند. رسم شال‌اندازی در بیشتر نقاط آذربایجان رایج بوده و هنوز هم در بعضی از روستاها انجام می‌شود.

صبح آخرین چهارشنبه، زنان بر سر رود یا چشمه رفته کوزه‌ها را پر از آب می‌کنند. آنها خود زودتر از همه از روی آب می‌پرند، گاه دام‌ها را برای گذشتن از آب به سرچشمه یا رود می‌برند. از آبی که از آنجا آورده شده برای خمیر کردن، روشن کردن سماور و یا پختن غذا استفاده می‌شود. از جمله مراسم دیگری که در این روز معمول است فرستادن خوانچه‌ای از میوه و شیرینی برای عروس و خانواده اوست. در شب چله نیز خوانچه‌ای نظیر همین فرستاده می‌شود. خوردن هفت دانه روغنی، شیرینی یا غله نیز از مراسم رایج مربوط به چهارشنبه‌سوری در آذربایجان شرقی است. درست کردن هفت نوع خوراکی شیرین (هفت لون)در این روز معمول است. در بعضی نقاط، شیرینی گلابیه، گردو، بادام، پسته، میوه، سیب، پرتقال، نخود و کشمش ترکیب هفت لون را تشکیل می‌دهد.

 

 

 

دو رسم جالب در آخرین چهارشنبه سال در آذربایجان شرقی دیده شده که حاوی نکات رمزی و نمادین بسیار است. در روستای قوریجان، زنان داخل پوست گردو، شمع روشنی می‌گذارند و آن را روی آب به صورت شناور رها قرار می‌دهند، در همان حال پسرانی که نیت کرده‌اند صبح زود در آب شنا می‌کنند.

دومین رسم به عشایر کلیبر برمی‌گردد، آنها در چهارشنبه‌سوری، صبح زود در دو نقطه مقابل یکدیگر با فاصله‌ای نه چندان زیاد از هم آتش بزرگی برمی‌افروزند و دامهایشان را از میان دو آتش عبور می‌دهند، پس از آن از آبی که از نهر آورده‌اند به حیوان‌ها می دهند.

 

 

 

سایاچی‌ها

سایاچی‌ها با قلب‌هایی مالامال از آرزوهای خوش و دعاهای خیر، روزشمار پایان سال را با شعر و ترانه زمزمه می‌کنند و خیر و برکت سال آینده را از درگاه بی‌همتای بخشنده طلب می‌کنند. مراسم سنتی سایا از جمله زیباترین رسم‌های مردمان خطه آذربایجان به مناسبت روزهای پایانی سال و آغاز سال نو است که از چند ده روز مانده به عید نوروز در شهرها و روستاهای مختلف آذربایجان برگزار می‌شود، برپاکننده این مراسم شخصی به‌ نام سایاچی است.

‌وی در روزهای پایانی هر سال خانه به خانه می‌گردد و با خواندن شعرهایی مخصوص برای اهالی هر خانه‌، سالی پربرکت را آرزو می‌کند. او همچنین روزهای مانده به عید را شمارش می‌کند و به این دلیل می‌توان گفت به احتمال زیاد، واژه سایا‌ از مصدر ترکی سایماق به معنای ‌شمردن گرفته شده است.

سایاچی‌ها در مقابل دعاهای خیر و شعرهای دوست‌داشتنی خود از صاحب‌خانه‌ها هدیه و انعامی را دریافت می‌کنند. این هدیه ممکن است گندم، جو، شیرینی و آجیل باشد یا مبلغی پول به سایاچی هدیه داده شود. سایاچی در شعرهای خود برای کسانی که با میل و رغبت و گشاده‌دستی به او هدیه و انعام داده‌اند، آرزوی تولد فرزند پسر در سال آینده را می‌کند و برای آن‌هایی که هدیه‌ای اندک و کم‌ارزش داده‌اند، دختردار شدن را می‌طلبد. وصف حال احشام و گوسفندان از دیگر نکته‌های جالب توجه شعرهای سایا است مثل اینکه، سایا گلدی، گوردوزمی؟ سلامئنی، آلدئزمی؟ آننی قاشقا قوچ قوزونی سایاچی‌پا، وئردیزمی؟

ترجمه (سایا آمده او را دیدید؟ جواب سلام او را دادید؟ بره پیشانی قشقا را به ساپاچی دادید؟) بوسایا کیمدن قالئب؟ حضرت آدم دن قالب حضرت آدم گلنده دونیا بونید اولاندا موسی چوپان اولاندا قئرمزی بوغدا بیننده شیشلیگیمیز اویشدی (این سایا از که به یادگار مانده است؟ از حضرت آدم (ع) بر جای مانده است در زمان آمدن حضرت آدم (ع) و زمانی ‌که بنیاد دنیا نهاد شد و زمانی ‌که حضرت موسی (ع) چوپان بود و زمانی ‌که گندم سرخ‌رنگ بر کشتزارها می‌رویید کباب روی سیخمان بره سه ساله است.) بو سایا یاخجی سایا هم چشمه ‌یه، هم چایا هم الودوزا، هم آیا هم یوخسولا هم وارا (این سایا، سایای خوبی بشود هم برای چشمه هم برای رود هم برای ستاره و هم برای ماه هم برای فقیر و هم برای غنی) جانئم آلا باش قویون قارلی داغلار آش قویون یاغئندان پیلو اولار قورو دوندان آش قویون (ای جان من گوسفند آلا باش از کوه‌های پوشیده از برف بالا برو از روغن تو پلو به عمل می‌آید و از کشک تو آش طبخ می‌شود) جانئم بوشیشک قویون یونی بیر دوشک قویون بولامانی بول ایله قئرئلدی اوشاق قویون (ای جان من، بره دو ساله که به اندازه پشم یک تشک پشم‌داری آغوزت را فراوان کن که بچه‌هایم تلف شدند) جانئم بوز آلا قویون ایه‌ ن سنین سایاندان اوغلونا قئز آلا قویون (ای جان من گوسفند بوز آلا که در راه بی‌حال می‌شوی صاحبت در سایه تو برای پسرش زن اختیار کند)

تکم‌گردان‌ها

‌تکم‌گردان‌های آذربایجان در آستانه عید نوروز باستانی، با عروسک‌های بز، «تکه» و ماجراهای شیرینش به استقبال بهار طبیعت و سال نو می‌روند. تکم‌‌گردانی یکی از آیین‌ها و سنت‌های رایج در آذربایجان در آستانه عید نوروز و سال نو خورشیدی است. «تکه » یا «تکم» واژه‌ای ترکی به معنای بز نر است و برگزارکننده این مراسم در حالی ‌که عروسکی به شکل بز نر را در دست دارد و سر این بز را به این سو و آن سو تکان می‌دهد، شعرهایی شنیدنی درباره تکه و ماجراهای او را می‌خواند. تکم‌گردان در هر کوی و برزنی حاضر می‌شود و از مردم در قبال خواندن شعرهایش و بازی دادن «تکه» عروسکی‌اش هدیه و انعام می‌ستاند. تکم‌گردان‌ها این گونه آواز سرمی‌دهند، بو تکه اویون ائدر قوردونان قول بویون ائدر یئغار ایرانئن دویوسون چه پیشینین تویون ائدر (این بز نر بازی می‌کند. با گرگ هم‌راهی می‌کند و دست برگردن او می‌اندازد. محصول برنج کل ایران را جمع‌آوری می‌کند و برای بزغاله‌اش جشن عروسی به پا می‌کند) بو تکه آختاته بویونوندا وار نوختا تکه گاه قول اولار ساتئلار گاهدا چئخار تاختاتکه (این بز نر، بز نر اخته که طنابی بر گردنش بسته شده است گاه غلام و برده می‌شود و به فروش می‌رسد و گاه پادشاه می‌شود و بر تخت سلطنت تکیه می‌دهد.)

 

 

 

بایراملئق

آغاز سال نو خورشیدی و فرارسیدن عید نوروز فرصتی است برای احیا بسیاری از سنت‌های قدیمی که از آن جمله می‌توان به دادن بایراملئق (عیدی) و ایل سیکه سی (سکه سال) اشاره داشت. بایراملئق یا عیدی هدیه‌ای است که افراد به مناسبت فرا رسیدن عید به همدیگر می‌دهند و معمولا این هدیه از طرف بزرگ‌ترها به کوچک‌ترها داده می‌شود.

در آذربایجان این هدیه می‌تواند یک تخم مرغ رنگ شده عید باشد یا یک لباس و یا یک اسکناس تازه تا نخورده. اسکناس نو و یا پول متداول‌ترین نوع بایراملئق است که افراد به همدیگر می‌دهند. در برخی خانواده‌ها پدر اسکناس‌های نویی را در میان صفحات قرآن کریم نگهداری می‌کند و بعد از لحظه تحویل سال نو به اعضای خانواده هدیه می‌دهد. دادن عیدی به تازه عروس‌ها و تازه دامادها و نامزدهای جوان از اهمیت فراوانی برخوردار است.

اما دادن «ایل سیکه سی » یا «سکه سال» رسم دیگری است که در نزد مردم دیار آذربایجان به مناسبت عید نوروز متداول است. معمولا برخی افراد که به داشتن دستی با برکت و یا به اصطلاح آذری‌ها دستی سبک مشهورند با آغاز سال نو به دوستان و آشنایان «ایل سیکه سی » می‌دهند تا با دریافت نخستین پول سال از چنین دست مبارکی سالی پر رونق و خوب از لحاظ اقتصادی داشته باشند. فردی که «ایل سیکه سی» می‌دهد ممکن است پیرمردی ۸۰ ساله باشد و یا کودکی هفت ساله هیچ تفاوتی ندارد بلکه ملاک برکت دست است و بس.

طبخ انواع غذاها و خوراکی‌های خوشمزه در جمهوری آذریایجان وآذربایجانی‌ها

طبخ انواع غذاها و خوراکی‌های خوشمزه آذربایجانی‌ها از جمله اقوام ایرانی هستند که در طبخ انواع غذاها و خوراک‌های خوشمزه مهارت ویژه‌ای دارند و غذاهای سنتی این خطه شهره خاص و عام است. در این بین آشپزی تبریزی‌ها چیز دیگری است و گفته می‌شود که خوشمزه‌ترین غذاها و شیرینی‌های ایران در تبریز پخته می‌شود.

برخی از غذاهای سنتی علاوه بر طبخ در طول سال در روزهای به خصوصی نیز معمولا پخته می‌شوند و مردم آذربایجان و تبریز طبق سنت‌های قدیمی خود در ایام خاص سال غذاهای سنتی مخصوص آن ایام را آماده می‌کنند. در این بین نوروز در آغازین روزش و در آخرین روز خود غذاهای ویژه‌ای را دارد.

تبریزی‌ها و مردم برخی دیگر از نقاط آذربایجان اعتقاد دارند که پخت دلمه برگ مو «یرپاق دولماسی»در زمان تحویل سال نو خوش یمن و مبارک است و حتما باید در آن لحظه در قابلمه‌‌هایشان دلمه بپزد و عطر این غذای خوشمزه سنتی فضای خانه را پر کند. چرا که دلمه نمادی از صمیمیت و دور هم بودن است.

همچنان که در داخل یک برگ مو اجزای متعددی چون برنج، لپه، بلغور و انواع سبزیجات جمع می‌شوند و خوراک دلمه را پدید می‌آورند به این صورت نیز افراد خانواده در کنار همدیگر جمع شوند و کانون خانواده گرم‌تر از همیشه می‌شود، برای تهیه دلمه برگ مو کدبانوهای آذری از چند روز قبل از شروع عید نوروز وارد عمل می‌شوند نخستین کار در این راستا تهیه برگ مو است که معمولا در شور آب نگهداری می‌شود.

مغازه‌داران و دستفروشان نیز با نزدیکی به روزهای پایان سال به فروش برگ مو می‌پردازند. دیگر غذای سنتی نوروز تبریزی‌ها کوفته تبریزی است که در سیزده فروردین و روز سیزده‌ بدر تهیه می‌شود و خانواده‌ها بعد از سپری کردن ساعات اولیه روز به گردش و تفریح دردل طبیعت بر سر سفره‌ای می‌نشینند که کوفته خوشمزه تبریزی زینت بخش آن است.

گفتگو با محقق و مورخ آذربایجانی در مورد آداب و رسوم نوروز عید نوروز

مراسمی است که به ایران باستان مربوط می‌شود و یادگار و سنتی چند هزار ساله دارد که حتی به دوران قبل از زرتشت برمی‌گردد. به دنبال نو شدن سال همه بر خود وظیفه می‌بینند تا سال جدید را با شادی و دلخوشی شروع کنند و کینه، کدورت، غم و غصه‌های سال قبل را به دور بریزند، در این رابطه با بهروز خاماچی محقق و مورخ آذربایجانی به گفتگو نشستیم که می‌خوانید.

بهروز خاماچی می‌گوید: قبل از هر سخنی فرارسیدن عید سعید نوروز را به تمام هموطنان و همشهریان عزیز تبریک عرض می‌کنم. امیدوارم سال جدید سالی توأم با خیر و برکت برای همه عزیزان باشد و بتوانیم روزبه‌روز شاهد پیشرفت و توسعه کشورمان در تمام عرصه‌های علمی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی باشیم.

وی می‌افزاید: همان طور که می‌دانید قبل از شروع سال جدید مردم با انجام دادن مراسم خاص به استقبال سال نو می‌روند. یکی از این مراسم آداب و رسوم مربوط به روز چهارشنبه آخر سال یا چهارشنبه‌سوری است. خاماچی ادامه می‌دهد: با توجه به اینکه آذربایجان مرکز خشکبار در کشور بوده و انواع و اقسام خشکبار از این منطقه به خارج استان صادر می‌شود، در قدیم روز چهارشنبه‌سوری مغازه‌ها را آذین‌بندی می‌کردند و مجمع‌های بزرگ را به صورت طبقات درآورده و با آجیل مخصوص این روز پر کرده آنها را با انواع مجسمه‌ها، ساعت ها و … تزئین می‌کردند و به فروش می‌رساندند طوری که تمام محصولات انبارها در این روز به فروش می‌رسید و این مراسم یک نوع شکرگزاری است که با وجود تمام شدن سال انبارهای ما از محصولات خالی نشده است.

وی می‌افزاید: در قدیم رسم بر این بود که در چنین روزی مردم هر چه خریده‌اند درون مجمع بزرگ می‌ریختند و سهم افراد خانواده، عروس‌ها و مادر بزرگ‌ها و یا سهم بچه‌ها را کنار می‌گذاشتند. همچنین چهارشنبه شب آخر سال هدیه تازه عروس، یمیش چهارشنبه‌سوری، غذاهای پخته تزئین شده و هدایای فامیل نزدیک داماد چون مادر، خواهر، برادر و پدر خود داماد را درون مجمع بزرگ گذاشته و به منزل دختر می‌فرستادند و کسی که آن مجمع را حمل می‌کرد از طرف خانواده داماد انعام می‌گرفت.

خاماچی ادامه می‌دهد: آن زمان حتی سهم میراب محله، شبگرد محله، پلیس محله و بابای مدرسه را که شامل پیراهنی، آجیل و… بوده کنار می‌گذاشتند. بهترین غذای شب چهارشنبه‌سوری قورمه سبزی بود که همگی در حیاط منازل ورودی اجاق می‌پختند و عطر و بوی برنج پخته و قورمه سبزی از همه منازل هوا را پر می‌کرد.

به گفته این محقق، از آداب خاص آذربایجانی‌ها در روز چهارشنبه آخر سال این بود که به سرچشمه می‌رفتند. آن زمان زنان کوزه‌ها و بشقاب‌های سفالی کهنه را کنار چشمه می‌شکستند و کوزه نو را از آب چشمه پر می‌کردند و آب آن را به چهارگوشه خانه می‌ریختند. دعا می‌خواندند و جلوی درب ورودی را جارو می‌کردند وی به فشفشه‌بازی و آتش‌بازی در روز چهارشنبه‌سوری اشاره کرده و می‌گوید: آنچه مایه تأسف است این است که اکنون آتش‌بازی و فشفشه جای خود را به آتش‌سوزی و ترقه و خطرات ناشی از آن داده است.

خاماچی می‌افزاید: در قدیم مردم و به خصوص جوان‌ها روی پشت بام‌ها آتش روشن می‌کردند و از بام شال می‌انداختند.

همچنین در آن روزگار درون کوزه‌ای مواد آتش‌زا که خطر انفجار و آتش‌سوزی نداشت پر می‌کردند و زیر کوزه سوراخی بود و توی آن فتیله‌ای جاسازی شده بود که بعد از آتش زدن فتیله نور آن تا ۳۰ – ۴۰ متر هم در آسمان پیدا بود و مشاهده می‌شد و این کار نوعی شادی و نشاط در بین جوانان ایجاد می‌کرد.

وی ادامه می‌دهد: از روزگاران قدیم مردم آذربایجان به نوروز با دید خاصی می‌نگریستند که جنبه ملی، عاطفی و جنبه مذهبی دارد. نخستین مسئله در آذربایجان مسئله عاطفی است و شاید این امر بیشتر از هر جای دیگری در استان ما محسوس باشد، از جمله مراسمی که با تحویل سال نو در شهرها و روستاها و ایلات مرسوم است و پسندیده، دید و بازدید در روز اول فروردین است. این دید و بازدید از کسانی آغاز می‌شود که به هر نحوی در سال گذشته عزیزی را از دست داده و عزا دارند و احتیاج دارند از نظر روحی و فکری تقویت شوند.

خاماچی می‌افزاید: دومین مسئله جالب توجه در آذربایجان این است که با توجه به اینکه این منطقه یک منطقه سردسیری بوده و دود و خاکستر فراوانی به خود می دیده، زنان شهرها و به خصوص روستاها با ایجاد محیط تمیز، شاداب و به دورریختن خاکسترهای زمستان محل زندگی خود را برای رسیدن سال جدید آماده می‌کنند. وی ادامه می‌دهد: از دیگر مراسم جالب ما آذربایجانی‌ها که الان هم در بعضی از خانه‌های روستاها مشاهده می‌شود مراسم چهل یاسین است.

خاماچی ادامه می‌دهد: این مراسم اغلب در مساجد اتفاق می‌افتد و روال آن به این صورت است که درون تشت تمیز یا ظرف بزرگی آب چشمه ریخته و همه دور آن جمع شده و هر کس یکبار( ۴۰ نفر ۴۰ تا) سوره یاسین را می‌خوانند و به آب فوت می‌کنند و با این نیت که سال نو را با برکت شروع کنند، هرکس مقداری از آن را می‌خورد و یا اینکه زعفران را در آب حل کرده و سوره یاسین را با آب زعفران ۴۰ بار در کاغذ می‌نویسند بعد آن را درون آب می‌ریزند و بعد از کسانی که در محفل هستند هر کسی مقداری از آن را برده و برای برکت به آب مورد مصرفی خود می‌افزاید یا به آب مصرفی حیوانات و یا خمیر کردن آرد می‌افزاید، یا اگر مریضی داشته باشند به او می‌دهند تا شفا یابد.

محقق آذربایجانی ادامه می‌دهد: چند ساعت به تحویل سال مانده مردم در تدارک سفره هفت سین هستند و در خانواده سنتی آذربایجان درون سفره سوره یوسف را باز می‌کنند و لای آن مقداری پول تازه به عنوان تبرک می‌گذارند و به میهمانان با عنوان (‌ایل سفته سی) سفته سال می‌دهند که البته این سفته اغلب از جانب بزرگ خانواده داده می‌شود.

همچنین رسم بر این بود که سر سفره هفت سین همه اهل خانواده می‌نشستند و بعد از تحویل سال و پایان یافتن دید و بازدید به مسافرت می‌رفتند و مانند زمان کنونی نبود که حتی چند روز به نوروز مانده مردم خانه و کاشانه خود را ترک کرده و سال را در غربت تحویل کنند. به نظر خاماچی این امر زیبنده هیچ ایرانی و آذربایجانی نیست چرا که با این کار از سال عظمت و روحانیت لحظه تحویل سال کاسته می‌شود. وی می‌افزاید: روز اول فروردین در بین آذربایجانی‌ها نشانه فصل بهار است. دومین روز نشانه تابستان، سومین روز نشانه پاییز و چهارمین روز نشانه زمستان.

همچنین خاماچی به ذکر روزهای ماه سال اشاره کرده و می‌گوید: در زبان آذری به فروردین «آغلار گوللر» می‌گفتند، به اردیبهشت «نیسان»، به خرداد و تیر «داری آلاغی»، به مرداد به خاطر گرمای بیش از حد «قوراپیشن»، به شهریور «روخ دولان»، به مهر و آبان «خزل آیی»، به آذر «قوس آیی»، به دی و بهمن «چیله لر»و به اسفند که باد آن نشانه فرارسیدن عید نوروز در آذربایجان است «بایرام» یا«جمله لر»می‌گویند.

 

 

منبع:

سایت آران تراول

سایت اولدوز گشت شرق

بیتوته

خبرگزاری فارس

الی گشت

bakufourinfo.com

بهاره منیعی
No votes yet.
Please wait...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *