آثار محدود کردن افراطی کودکان


کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar

 

در مقاله هنر محدود کردن آزادی کودکان! به راهکارهایی برای ایجاد محدودیت در کودکان پرداختیم. در این مقاله قصد بررسی آثاری را داریم که در اثر محدودکردن افراطی کودک، او را تهدید می‌کنند. در ادامه با هی‌بیب‌هورا همراه باشید.

آزاد گذاشتن کودکان تنها یک کار خوب نیست، بلکه از کارهای خوبی است که اگر به آن تن ندهیم، اتفاق‌های ناگواری در تربیت فرزندمان رخ خواهد داد. آزادی یکی از نیازهای اساسی کودکان است که اگر با ایجاد محدودیت‌های بی‌جا سرکوب شود، آثار زیانباری را به دنبال خواهد داشت، این آثار عبارتند از:

 

۱) شرارت: 

 

 

کودکان به طور طبیعی اهل جنب و جوش و فعالیت هستند. آن‌ها با این فعالیت، انرژی‌های پنهان خود را آزاد می‌کنند. تخلیه این انرژی نیاز ضروری کودک است. اگر این انرژی‌ها آزاد شده و از وجود او بیرون برود، می‌توان در آینده منتظر فرزندی آرام و باوقار بود.

    امام کاظم (ع) فرمودند:
                        (بازیگوشی و شیطنت بچه در دوران خردسالی پسندیده است، برای اینکه در بزرگسالی بردبار شود.)

اما اگر با ایجاد محدودیت اجازه ندهیم که کودک به آزادی مورد نیاز خود دست پیدا کند و از این راه انرژی‌های خود را تخلیه کند، باید در سنین بالاتر منتظر عقده‌گشایی او با شرارت باشیم. ناگفته پیداست که شیطنت هر اندازه هم که زیاد باشد، قابل تحمل‌تر از شرارت است؛ حتی اگر کم باشد. شیطنت زیر هفت‌ سال نشانه سلامت روانی کودک ما است؛ اما شرارت پس از هفت سالگی نشان از عدم سلامت روحی و تربیت فرزند دارد.

 

۲) لجاجت:

 

 

 

بسیاری از بچه‌ها به راحتی از خیر حق آزادی خویش نمی‌گذرند. کودکان بهتر از ما نیازشان را می‌شناسند؛ از همین رو همه‌ی تلاش خود را می‌کنند که به آزادی به عنوان یک نیاز پاسخ بدهند. در این راه هم با هر کسی که مانع آزادی آنان باشد، مبارزه می‌کنند. اصلی‌ترین راهی که یک کودک برای به دست‌‌آوردن حق آزادی خود انتخاب می‌کند، لجاجت است. او می‌داند که پدر و مادر حوصله‌ی داد و فریاد او را ندارند؛ از همین رو وقتی حق آزادی‌اش زیر پا گذاشته می‌شود با بهانه‌گیری‌های پشت سر هم، بلند‌کردن صدا، گریه‌کردن، قهر‌کردن، غذا نخوردن و … اعتراض خود را از سلب آزادی خویش بیان می‌کند. نتیجه لجاجت کودکان در این موارد از دو حال خارج نیست: یا لجاجتشان منتهی به شکست پدر و مادر می‌شود و آن‌ها را وادار به اعطای حق آزادی می‌کند و یا اینکه پدر و مادر محکم در برابرش می‌ایستند و هر اندازه هم که او لجاجت کند، به او آزادی نمی‌دهند.

 

۳) افسردگی: 

 

 

یکی از اصلی‌ترین عوامل شاد نگه‌داشتن کودک، آزاد‌ گذاشتن او است. پاسخ نگفتن به نیاز آزادی، خانه را برای کودک مثل زندان می‌کند. پدر و مادری که مانع آزادی کودک می‌شوند، در اصل سدی در برابر شادابی روحی او ساخته‌اند. هیچ وقت از دیدن کودکانی که آرام هستند و بالا و پایین نمی‌پرند خوشحال نشوید. بکی از نشانه‌ها ی اصلی کودک سالم، جست و خیز و شادابی و شیطنت او است و یکی از دلایل اصلی پژمردگی روحی بچه‌ها محروم‌شدن از آزادی است. در مواردی که کودک در حال لذت‌بردن از آزادی بوده و در همان حال والدین با او به خشونت و تندی رفتار می‌کنند، یکی از بدترین حالات روحی در کودک ایجاد می‌شود. روح کودک در این حالت مثل شیشه‌ای است که در اوج داغی با آب سرد روبه‌رو شده و می‌شکند. وقتی والدین با آزادی ‌های کودک مخالفت کرده و مخالفت آنان هم تبدیل به یک روش ثابت می‌شود، خطر ایجاد چنین حالتی در کودک به شدت بالا می‌رود. هر اندازه والدین در ایجاد محدودیت موفق‌تر باشند، این خطر هم بیشتر خواهد بود. داد و فریادهایی که در هنگام مخالفت پدر و مادر با بچه‌ها رو به آسمان می‌رود، موجب بی‌میلی فرزند برای حضور در جمع خانواده می‌شود؛ البته گاهی این گوشه‌گیری خانوادگی تبدیل به عادت‌شده و کودک در همه جمع‌ها گوشه‌گیر شده و از جمع فرار می‌کند. زمانی که کودک گوشه‌گیر شد، دیگر نمی‌توان به این راحتی او را به نشاط و شادابی کودکانه‌اش برگرداند.

 

۴) ترس: 

 

 

امر و نهی‌هایی که والدین برای مقابله با آزادی کودکان به کار می‌بندند، آسیب‌های زیادی دارد که یکی از آن‌ها ترسو‌شدن بچه‌ها است. آزادی، مهیا‌کردن فضا برای تجربه‌کردن است. وقتی کودک آزادی را تجربه نکرد و در هنگام دست‌زدن به کارهای مختلف از سوی پدر و مادر منع شد، جرأت و جسارت خود را برای دست‌زدن به کارهای مختلف از دست می‌دهد.

 

۵) از بین‌رفتن برخی علاقه‌های مثبت: 

 

 

گاهی آزاد نگذاشتن کودک منجر به بی‌علاقگی او به نیازهای طبیعی‌اش می‌شود. سوءتغذیه یکی از مشکلاتی است که میزان قابل توجهی از کودکان به آن مبتلا هستند. یکی از دلایل سوتغذیه، نداشتن تجربه‌های خوب، سر سفره یا میز غذا است. بچه‌ها دوست دارند با غذایی که بنا است آن را بخورند بازی کنند. از نگاه کودکان غذاخوردنی خوب است که با بازی همراه باشد؛ اما برخی از پدران و مادران نه تنها اجازه بازی با غذا را به فرزندان نمی‌دهند؛ بلکه به شدت مراقب هستند که حتی ذره‌ای از غذا روی لباس کودک نریزد. خودشان به او غذا می‌دهند، برای او پیش‌بند می‌گذارند، وقتی هم که کمی غذا روی لباسش ریخت، خیلی زود با حالتی شبیه به عصبانیت آن را پاک می‌کنند، تا دستش را به سمت غذا می‌برد، آن را پس می‌زنند و …
آن منع از بازی و این مراقبت شدید، لذت غذا‌خوردن را از کودک می‌گیرد. او ترجیح می‌دهد که غذا نخورد تا این قدر هم امر و نهی و دعوا نشود.

 

۶) مخفی‌ کاری: 

 

بچه‌ها به این سادگی دست از آزادی بر نمی‌دارند. آن‎ها وقتی می‎بینند والدین با آزادی آنان مبارزه می‎کنند، دست به مخفی‌کاری می‎زنند. آزادی در خفا اگر چه راهی برای پاسخ‎دادن به نیاز آزادی است؛ اما از آنجایی که همیشه با دغدغه و اضطراب همراه است، لذت آزادی اصلی را ندارد؛ اما به گمان کودک، از هیچی بهتر است. اضطرابی که در آزادی‎های پنهانی به کودک دست می‎دهد، اصلا برای او خوب نیست. روح کودک توانایی تحمل این اندازه از اضطراب را ندارد. وقتی کودک به مخفی‌کاری عادت کرد، ممکن است این عادت تا بزرگسالی هم در او بماند. مخفی‌کاری  نیز می‌تواند زمینه دروغ را هم فراهم کند. بچه‌ها در آزادی‌های مخفی‌کارانه خودشان دسته گل‌هایی به آب می‌دهند که نمی‌توانند آثار آن را پنهان کنند. به همین دلیل هم برای فرار از تبعات پنهان‌کاریشان دروغ می‌گویند. باید از اینکه بچه‌ها در خردسالی به دروغ عادت کنند، ترسید؛ زیرا این عادت ممکن است در بزرگ‌سالی هم آن‌ها را رها نکند.

 

۷) از‌بین‌رفتن اقتدار والدین:

 

 

والدینی که کودکشان را در طول شبانه‎روز آزاد نمی‎گذارند، مجبورند که دائم به او امر و نهی کنند؛ زیرا آفرینش کودک به گونه‌ای نیست که در گوشه‎ای از خانه بنشیند  و برای جست و خیز و بازیش منتظر اجازه پدر و مادر بماند. از آنجایی که در بسیاری از موارد این والدین هستند که باید کوتاه بیایند و از خیر دستورشان بگذرند، ابهت دستور پدر و مادر در نگاه فرزند از بین می‌رود؛ در حالی که ما در تربیت نیازمند این ابهت هستیم.

 

منبع: 
بخشی از کتاب من دیگر ما،  جلد سوم 


کاربرانی که این مطلب را پسندیده اند:

  • avatar
No votes yet.
Please wait...

4 thoughts on “آثار محدود کردن افراطی کودکان”

  1. افراط و تفریط در محدود کردن کودکان تبعات زیادی دارد
    گاهی با کودکانی مواجه می شویم که رفتار والدینشان کاملاً
    در رفتار کودکان پیداست و متأسفانه نه پدر و نه مادر هیچ
    کدام مسئولیت رفتار خود را قبول نمی کنند.

    No votes yet.
    Please wait...
  2. پدر ومادرها خود الگوهای کودکانشان هستند ,بچه ها میبینند بچه ها تکرار میکنند .ای کاش الگوهای رفتاری خوبی برای فرزندانمان باشیم..

    No votes yet.
    Please wait...
  3. حفظ تعادل در محدودیت کار بسیار ظریف و مهمیه

    No votes yet.
    Please wait...
  4. محدود کردن دیگران خواه کودکان خواه بزرگسالان ناشی از ضعف مهارت های اجتماعی و ارتباطی افراد است و این نکنته حتما اثرات جبران نا پذیری رو در روند تربیت کودکان به دنبال خواهد شد.

    No votes yet.
    Please wait...

دیدگاهتان را بنویسید