آرمان شهر

فراز اول (شناخت خود، ما که هستیم و کجاییم) :

نوع بشر در پس این همه تلاش و جنجال در پی چیست؟ از گوشه به گوشه‌ی دیگر از مکانی به مکان دیگر از تفکر به تفکر دیگر مدام در حال گذار و سرگشتگی است. از صبح تا شام در گذار بی‌هدف و هر روزه می‌رویم که عقب نمانیم. می‌رویم و بدا بحال کسی که بفهمد فقط سرگرم است. سوار بر قطار شهربازی شده و دور خود می‌چرخد. گاهی به این گاهی به آن سرگرمیم. گاهی دغدغه گرانی و گاهی دغدغه انتخابات، گاهی دغدغه زن و گاهی دغدغه فرزند، گاهی نگران دین و گاهی نگران دنیا، گاهی طرفدار سیاه و گاهی طرفدار سفید، گاهی دنباله رو راست و گاهی دنباله رو چپ، گاهی مرگ بر و گاهی درود بر، گاهی ریش و گاهی سه تیغ، گاهی چادر و مقتعه چانه‌دار و گاهی مانتو جلو باز و بلوز کوتاه و ساپورت، گاهی تلویزیون ملی و گاهی فارسی وان، گاهی عاشق و گاهی فارغ، گاهی استقلال و گاهی پرسپولیس، گاهی میدان شاه و گاهی میدان امام، گاهی اسکناس با تصویر این و گاهی اسکناس با تصویر آن، گاهی گل ارکیده بر سینه و گاهی چفیه بر گردن، گاهی جشن های ۲۵۰۰ ساله و گاهی غمه زدن، اینها همه ماییم همان‌هایی که دیروز… همان‌ها امروز… فقط نقاب عوض می‌کنیم و لهجه تغییر می‌دهیم و لباس دیگر می‌پوشیم.

 

 

بی شک این چیزی نیست که نوع بشر برای آن پا به عرصه وجود گذاشته باشد. بی‌شک درگیر شدن در هر یک از این جنجال‌ها ما را از آنچه باید باشیم دور می‌کند

 

دی شیخ ما با چراغ همی گشت گرد شهر

                                                   کز دیو و دَد ملولم و انسانم آرزوست

 

 

چرا جامعه ایده‌آل آنچنان دور از اذهانمان شده که گاهی آن را ناکجا آباد می‌خوانیم. گاهی آنچنانیم که نه بشر که کاه و سنگی از ما بهترند. به برتری‌های بی اساس می‌بالیم و از همه چیز می‌نالیم.

 

 

اطرافیان و جامعه و کائنات و خدا را بدهکار خود می‌دانیم و در حالی که خود هیچ نکاشته‌ایم. افرادی معتل و شکست خورده و نام امید و طلبکار یا افرادی فرصت طلب و خود خواه و فریبکار. هم خود را فریب می‌دهیم هم دیگران را بی شک چنین انسانی با حضورش فاتحه همه ایده‌آل گرایی‌ها را خوانده چه رسد به جامعه ایده‌آل. گاهی در عجبم از مردمی که ندانم زِ چه روی این چنین در گردش گیتی به حماقت برسند. آه از مردمی که خود مانع تحقق اهدافشان هستند.

مسلما انسان به دست و پا و تکلّم نیست. انسان بودن هر کس به شیوه تعامل وی با دنیای پیرامون بستگی دارد و برای بررسی این امر نیاز به مصداق و مبنای بررسی است که مبنای بررسی انسان کامل است.

 


4 thoughts on “آرمان شهر

  1. هر کسی به روشی به دنباله کماله.
    جنگ ۷۲ ملت همه رو عذربنه /
    چون ندیدن حقیقت ره افسانه زدند

  2. متاسفانه اینقدر درگیر روزمرگی شدیم که ایده آل ها یا فضای ایده آل برایمان دست نیافتنی شده

  3. با سلام، آقای شیروانی خیلی از شما ممنونم که این موضوع بسیار خوب رو انتخاب کردید، حقیقتا دچار معضل بزرگی شده و هستیم و با تمام ادعاهایی که هر روزه از زبان خیل عظیمی از مردم می شنویم مبنی بر ایده آل گرایی و ایده آل بودن شاید هنوز اندر خم یک کوچه ایم، امیدوارم مباحث خوبی که شما و دیگر اعضا ارائه میدهند بتونه راهگشا باشه برای رسیدن به جامعه ای دوست داشتنی تر و البته ایده آل

  4. ای کاش همه یاد بگیرند که در جامعه ایده الشون زندگی کنند تا وضع جامعه روز به روز بهتر وبهتر بشه وفقر فرهنگی واجتماعی از بین بره .

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *